چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵
 |  25/ آگوست/ 2021 - 11:01
  |   نظرات: بدون نظر
1,615 views

(قدرا پرمون) خاطرات کارهای صبحگاهی خانه پدری در زمان قدیم اوز

 

   

 

 

 

 

 

 خاطرات کارهای صبحگاهی خانه پدری در زمان قدیم اوز

خاطراتی از زمان قدیم اوز در خانه پر از مهر و محبت پدر که هرگز فراموش نخواهد شد . افسوس که دیگر آن روزهای خوش کودکی بر نخواهد گشت ، یادش بخیر.
به پنجاه سال قبل بر می گردیم ، دختر بزرگ خانواده بودم دختری ده ساله شاد و زبر و زرنگ ، همیشه کمک حال مادر ، چون آن زمان دختران بزرگ خانواده پا به پای مادران کار می کردند و بزرگتر ها عقیده داشتند که دختر باید صبح زود از خواب بیدار شود و کمک حال مادر باشد ، راه و روش خانه داری را بیاموزد تا در آینده در زندگی شخصی اش کار بلد باشد و درمانده نشود .

صبح هنگام در اطاق را باز می کنم و به حیاط خانه می روم ، از تابش نور آفتاب بر روی دیوار خانه همسایه می فهمم که چه موقعی از صبح است ، از صدای به هم خوردن النگوهای دستان زحمت کش مادرم که خمیر فطیر را چانه می کرد و بوی خوش عطر نان تازه بر روی بِرزَه متوجه می شوم که در آشپزخانه مشغول پخت نان می باشد. آن زمان نانوایی نداشتیم و مادران هر روز نان تازه می پختند .خودم را به آشپزخانه می رسانم، مادر را می بینم ، احساس می کنم که به همکاری من نیاز دارد ،بعد از شستن دست و صورتم به کمکش می روم ،اول باید به خروس و مرغ های درون لانه آب و دانه بدهم ، آن زمان در اوز سوپری نداشتیم که تخم مرغ بخریم ، تخم مرغ های درون لانه را جمع آوری کرده و به درون سبد پلاستیکی کوچکی می گذارم . بعداً به سراغ بزی می روم که در خانه داشتیم ، باید شیر بز را بدوشم و به کوچه ببرم، که همراه بزهای همسایه توسط چوپان مهربان محله مان برای چرا تا غروب به صحرا برود ، و گرنه در خانه تنها و گرسنه می ماند. آن زمان اکثر خانواده ها برای تهیه شیر و تخم مرغ روزانه خانواده ، مخصوصاً برای تغذیه و رشد کودکان یک یا چند بز و تعدادی مرغ و خروس در خانه نگه می داشتند ،چون مانند امروزه شیشه های پر از شیر خنک و تخم مرغ تازه درون یخچال سوپر مارکت ها نداشتیم .
سپس حیاط خانه را جارو می زنم ،صدای همسایه های مهربان را از کوچه می شنوم که با همکاری هم کوچه را آب پاشی می کردند ،من نیز وظیفه ای داشتم که به کمکشان بروم.با در دست داشتن جارو با آنها همراه می شوم .از اول کوچه تا آخر کوچه را آب پاشی و جارو می زنیم، می گوییم و می خندیم و سرتاسر کوچه مان را تمیز می کنیم .آشغال ها را درون حلب بزرگ خالی روغن نباتی می ریزیم ، چون مانند امروزه سطل های رنگارنگ وقشنگ آشغالی نداشتیم.
جارو زدن کوچه کار هر روزمان بود چون کارگر شهر داری برای تمیز کردن کوچه ها نداشتیم و با همکاری همسایه ها این کار انجام می شد . همسایه های مهربان که همیشه شریک غم و شادی مان بودند و همدیگر را دوست داشتیم.
به آشپزخانه بر می گردم ،نان های محلی و برشته و خوشمزه را که مادر پخته بود ،مهوه و روغن می زنم و درون هَسی صف می دهم. برای صبحانه چای شیرین درست می کنم ،استکان ها و کتری چای را آماده می گذارم و چند عدد تخم مرغ نیز که از درون لانه مرغ ها جمع کرده ام درست می کنم . شیر بز را با پارچه نازک و سفیدی صاف می کنم و همراه هِل و شکر درون کتری کوچکی می جوشانم .همگی دور هم صبحانه می خوریم .
بعداً با پوشیدن لباس و آماده کردن کتاب و کیف ، پیاده راهی دبستان می شوم چون سرویس مدارس نداشتیم . آن زمان مردم زندگی ساده ای داشتند ،و لی با محبت و همکاری در کنار هم زندگی می گذراندند.

نگارنده : قدرا پرمون ( پژوهشگر آداب و رسوم قدیم )

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین نظرات
  • پدرم می‌گفت در گذشته در اوز، در عروسی ها محمد امین عبدالله پدر ابراهیم احمد پور را انبار دار عروسی میکردند وی به خوبی و رایگان این کار را انجام می داد و نمی گذاشت حتی یک...
    در مطلب: به یاد نیکوکار مدرسه‌ساز، زنده‌یاد حاج ابراهیم محمدامین احمدپور
  • باسلام خدمت شماها بزرگواران درخبری دیدم که شهردار اوز شهردار نمونه شناخته شده خواستم بدونم چکاری برای اوز انجام داده نه کوچه‌ای اسفالت شده داریم نه معابری با روشنایی نه چ...
    در مطلب: پارک نوروز اوز، از یک ظرفیت شهری تا قربانی بی‌تفاوتی یا ضعف مدیریت؟
  • متاسفانه یکی از بی توجهی هایکه در اوز در حال رونق گرفتن است و شاید بشود گفت رونق گرفته است صحبت کردن والدین با فرزندان خود به زبان فارسی اداریست که به مرور زمان زبان مادر...
    محمد فاروق رکنی در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • مگه امارات هم گذشته داره ؟؟؟ 🤣🤣🤣...
    Haj در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • با تقدیر و تشکر از دوست عزیز گراشی خانم بازرگانی، نویسنده گرامی مطلب هم اعلام نکرده اند که این گره گر ساخت اوز و با جای دیگری است. درست است که سفالگران گراشی در ساخت ظروف...
    موزه مردم شناسی شهرستان اوز در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • هیچ ظرف سفالی در اوز ساخته نمی‌شده است، بیشترش ساخت گراش بوده، حتی در تمام بنادر خلیج فارس، چه ایران و چه عربها، به خمره، گراشی می‌گفته اند....
    در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • خیلی ممنون محمد اقا. پروژه موزه هم از این جریانات حاکم بر جامعه مستثنا نبوده و نیست، بازم تشکر از پاسخ شما...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند پروژه های دولتی ونیمه دولتی برای پروژه ها در ابتدای هرسال بودجه تعیین میگردد ولی ساختمان موزه یک پروژه کاملا شخصی ساز بوده و به نظرم قبل از جنگ واین تورم افسار...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • با سلام و احترام از پاسخگویی و توضیحات شما سپاسگزارم. فرمایش شما درباره ساختمان موزه قابل تأمل است و طبیعتاً این پروژه نیز از تأثیر شرایط اقتصادی و افزایش چندبرابری هزینه...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند کنار اداره ارشادساختمان نیمه کاره موزه را ندیدین ؟؟🤔🤔🤔...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟