جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
 |  25/ آگوست/ 2021 - 11:01
  |   نظرات: بدون نظر
1,593 views

(قدرا پرمون) خاطرات کارهای صبحگاهی خانه پدری در زمان قدیم اوز

 

   

 

 

 

 

 

 خاطرات کارهای صبحگاهی خانه پدری در زمان قدیم اوز

خاطراتی از زمان قدیم اوز در خانه پر از مهر و محبت پدر که هرگز فراموش نخواهد شد . افسوس که دیگر آن روزهای خوش کودکی بر نخواهد گشت ، یادش بخیر.
به پنجاه سال قبل بر می گردیم ، دختر بزرگ خانواده بودم دختری ده ساله شاد و زبر و زرنگ ، همیشه کمک حال مادر ، چون آن زمان دختران بزرگ خانواده پا به پای مادران کار می کردند و بزرگتر ها عقیده داشتند که دختر باید صبح زود از خواب بیدار شود و کمک حال مادر باشد ، راه و روش خانه داری را بیاموزد تا در آینده در زندگی شخصی اش کار بلد باشد و درمانده نشود .

صبح هنگام در اطاق را باز می کنم و به حیاط خانه می روم ، از تابش نور آفتاب بر روی دیوار خانه همسایه می فهمم که چه موقعی از صبح است ، از صدای به هم خوردن النگوهای دستان زحمت کش مادرم که خمیر فطیر را چانه می کرد و بوی خوش عطر نان تازه بر روی بِرزَه متوجه می شوم که در آشپزخانه مشغول پخت نان می باشد. آن زمان نانوایی نداشتیم و مادران هر روز نان تازه می پختند .خودم را به آشپزخانه می رسانم، مادر را می بینم ، احساس می کنم که به همکاری من نیاز دارد ،بعد از شستن دست و صورتم به کمکش می روم ،اول باید به خروس و مرغ های درون لانه آب و دانه بدهم ، آن زمان در اوز سوپری نداشتیم که تخم مرغ بخریم ، تخم مرغ های درون لانه را جمع آوری کرده و به درون سبد پلاستیکی کوچکی می گذارم . بعداً به سراغ بزی می روم که در خانه داشتیم ، باید شیر بز را بدوشم و به کوچه ببرم، که همراه بزهای همسایه توسط چوپان مهربان محله مان برای چرا تا غروب به صحرا برود ، و گرنه در خانه تنها و گرسنه می ماند. آن زمان اکثر خانواده ها برای تهیه شیر و تخم مرغ روزانه خانواده ، مخصوصاً برای تغذیه و رشد کودکان یک یا چند بز و تعدادی مرغ و خروس در خانه نگه می داشتند ،چون مانند امروزه شیشه های پر از شیر خنک و تخم مرغ تازه درون یخچال سوپر مارکت ها نداشتیم .
سپس حیاط خانه را جارو می زنم ،صدای همسایه های مهربان را از کوچه می شنوم که با همکاری هم کوچه را آب پاشی می کردند ،من نیز وظیفه ای داشتم که به کمکشان بروم.با در دست داشتن جارو با آنها همراه می شوم .از اول کوچه تا آخر کوچه را آب پاشی و جارو می زنیم، می گوییم و می خندیم و سرتاسر کوچه مان را تمیز می کنیم .آشغال ها را درون حلب بزرگ خالی روغن نباتی می ریزیم ، چون مانند امروزه سطل های رنگارنگ وقشنگ آشغالی نداشتیم.
جارو زدن کوچه کار هر روزمان بود چون کارگر شهر داری برای تمیز کردن کوچه ها نداشتیم و با همکاری همسایه ها این کار انجام می شد . همسایه های مهربان که همیشه شریک غم و شادی مان بودند و همدیگر را دوست داشتیم.
به آشپزخانه بر می گردم ،نان های محلی و برشته و خوشمزه را که مادر پخته بود ،مهوه و روغن می زنم و درون هَسی صف می دهم. برای صبحانه چای شیرین درست می کنم ،استکان ها و کتری چای را آماده می گذارم و چند عدد تخم مرغ نیز که از درون لانه مرغ ها جمع کرده ام درست می کنم . شیر بز را با پارچه نازک و سفیدی صاف می کنم و همراه هِل و شکر درون کتری کوچکی می جوشانم .همگی دور هم صبحانه می خوریم .
بعداً با پوشیدن لباس و آماده کردن کتاب و کیف ، پیاده راهی دبستان می شوم چون سرویس مدارس نداشتیم . آن زمان مردم زندگی ساده ای داشتند ،و لی با محبت و همکاری در کنار هم زندگی می گذراندند.

نگارنده : قدرا پرمون ( پژوهشگر آداب و رسوم قدیم )

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین نظرات
  • واکنش نماینده منتخب به حواشی: در مصرف آب صرفه‌جویی کنید....
    معلم جوان اوزی در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • توجه اقای بروجردی. بیشتر به لارستان وخود شهر لار. است واز نظر. ایشان. شهرستانهای. گراش. اوز. خنج. وجویم. مناطق. اقماری. لارستان. هستند زیرا عملکرد ایشان انرا نشان میدهند...
    فرهنگی. از گراش در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • توجه اقای بروجردی. بیشتر به لارستان وخود شهر لار. است واز نظر. ایشان. شهرستانهای. گراش. اوز. خنج. وجویم. مناطق. اقماری. لارستان. هستند زیرا عملکرد ایشان انرا نشان میدهند...
    فرهنگی. از گراش در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • درشهرستان اوز که یک خبرنگار رسمی برای صدا وسیمای فارس وجود ندارد که مطالبات مردم محروم. را درخواست. نمایند وبه گوش مسولان. استانی. برساند...
    شهروند. اوز در مطلب: از ۱۶ ساعت وقت استاندار فارس برای خبرنگاران؛ سهم خبرنگاران شهرستانی چه بود؟
  • این همه جلسه و نشست تا زمانی که ثمره نداشته باشد بی‌فایده است . برای تمام درخواست‌ها باید پیگیری مستمر انجام گیردو بجای استفاده از خیر ها تا حد امکان بتوان بودجه دولتی که...
    شهروند در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • با تشکر از جناب. راوند. لطفا درباره اینکه چرا شهرستان اوز خبر نگار صدا وسیمای فارس ندارد واوز. درسطح استان. دربی خبری. می باشد. چرا درهمه شهرستانهای مجاور. خبرنگار وجود....
    همشهری. فرهنگی در مطلب: رسانه‌های شهرستانی؛ صدایی که نباید در راهروهای ادارات و مرکز استان گم شود
  • با سلام با توجه به داشتن فرماندار بومی انتظارات از ایشان بسیار زیاد است که در مدت حضور ایشان حتما باید اداره ها به طور کامل مستقر بشوند و از منزوی شدن اوز در مقابل شهرستا...
    اوزی دلسوز در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • افتخار بزرگیست که یک بانوی بومی فرماندار شهرستانمان میباشد .امیدوارم در زمان خدمت ایشان اقدامات مهمی برای شهرستان صورت بگیرد .هر چند که خدمات ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست....
    در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • سلام و خداقوت خدمت فرماندار محترم .از زحمات ایشان کمال تشکر را دارم .امیدوارم روز به روز برای پیشرفت شهرستان قدم های بزرگتری بردارند .مخصوصا برای استقرار ادارات مختلف تا...
    در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • فرقی نداره فرماندار بومی باشه یا نه مهم پیشرفت شهرستان اوز هست که متاسفانه تاکنون مسائلی مانند شبکه بهداشت شهرستان رو هم نتونستن مستقل و مانند شهرستان اداره کنند...
    در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم