یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
 |  28/ آگوست/ 2021 - 11:05
  |   نظرات: ۲ نظر
576 views

( خالده اسماعیلی ) اولین دیدار نوه ها ، خاطره ای از ایام کرونا در دبی

 

   

 

 

 

اولین دیدار نوه ها ، خاطره ای از ایام کرونا در دبی

خیال دیدن شان دلپذیر بود. حتی اگرحرفی نداشتند شماره تلفنم را که می گرفتند و……
فقط می‌خندیدند.
زیر پوستم پرنده ای برای رهایی بال بال می‌زد.

وقتی می خندیدند…..
بهترین اتفاق برای من ….
عشق دیدن….
درآغوش کشیدن…..
بدون فاصله بود.

نیروی کلمات دگرگون کننده تجربه پارچه ای است که …..
تار و پود آن را ….
کلمات تشکیل می‌دهند.
اما دلنوشته هاحاکی ازحقایق بودند …..
که باز آن را مرور می‌کردم.

رمضان و دوری از عزیزان…. حسابی دلتنگمان کرده بود.

ساعات برنامه ها تغییر کرده …..
و از صبح تا ۸ شب ….
بدون نامه و رساله…..
می‌توان به کارهای ضروری و نیازهایمان بپردازیم .
بعد از دوماه نوه ها دلتنگمان بودند و برای افطاری اصرار داشتند…
که حتما زیارتشان کنیم .
ما هم باید زودتر خودمان را….. آماده می کردیم که بتوانیم بعد از مدتها ساعتی را با نوه های عزیزمان بگذرانیم.

خیابان ها را که می پیمودیم…. بوی کرونا را حس می کردیم. سرما رخت بسته بود.
خیابان‌ها خلوت بود.
چند نفری با ماسک دیده می‌شدند.
ماه پرتو سرد و بی رنگ …..
خود را بر آفاق پراکنده بود.
ومن به زوایای مرموز خیابان‌ها و مردم خیره شده بودم.
نمی دانم چگونه به مقصد رسیدیم.
دکمه های آسانسور با
نایلون پوشانده شده بود .
و ما بدون دست دادن و روبوسی
مثل بیگانه‌ها که وارد رستوران می شوند.
با عزیزان احوالپرسی کردیم. چند ساعت چقدرسریع گذشت.

۱۰ دقیقه قبل از ساعت هشت تلفنها از طرف اتصالات ( مخابرات ) به دستور مقامات به صدا درآمد برای تذکر و پیشگیری از جریمه، خود را آماده رفتن کردیم….

 

نگارنده : خالده اسماعیلی ( شاعر ساکن دبی )

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “( خالده اسماعیلی ) اولین دیدار نوه ها ، خاطره ای از ایام کرونا در دبی”

  1. ناشناس گفت:

    سلام دورد برخانم اسماعیلی خوشحال شد از متن زیبایتان خواهرشما خانم نجم الدنی

  2. ناشناس گفت:

    سپاسمندم مهربانو ?

آخرین نظرات
  • درود بر شما تقدیر و یاد کردن از خدمات بشردوستانه باعث تشویق و دلگرمی بیشتر داوطلبان خواهد شد. هر چند که داوطلبان هلال احمر اهداف و اصول هلال احمر را با جان و دل خود یکی ک...
    در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • سلام اجرکم عند الله به نیت لله خدمت به خلق الله مساوی است با اجر بی نهایت ان شاء الله...
    Mar در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • هلال احمر تو همه برنامه ها پایه ثابته. بدون هیچ چشم‌داشتی ولی متاسفانه......
    ابطهی در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • با سلام در رابطه با روز هلال احمر، بنده نجاتگر هستم و ما داوطلبان هلال احمر شهرستان اوز هیچ موقع به یاد نداریم که توسط هیچ اداره ای روزمون رو برامون جشن و یا تبریک بگویند...
    در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • خیلی هم خوب که تشریف آوردند و این موزه مردمی را دیدند ، آیا خودشان کمکی به پیشرفت این موزه کردند و یا اینکه فقط آمدند دیدند و رفتن؟...
    رکنی در مطلب: بازدید ثریا ترکان بازرس استانداری، از موزه مردم شناسی شهرستان اوز
  • الهی هر چه زودتر دست ظالم از سر مظلوم کوتاه شود...
    یک موزه ای در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • غرورآفرین است...
    از اوز در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • جالب بود...
    میم در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • ممنونم از پردازش به این موضوع مهم...
    عرفان در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • اخی باخوادن این نوشته زیبا یاد خدابیامرز مادرم افتادم همیشهنان تنوری تفتون وکلوچه میپخت وفذای محلی می خورد ماهم باید این فرهنگ خودمان را نگهداریم وانرا توسعه بدهیم درود ب...
    در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی