یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
 |  22/ دسامبر/ 2021 - 7:25
  |   نظرات: بدون نظر
754 views

( خالده اسماعیلی ) امسال شهرم اوز ، بهار را می بیند ؟

 

  

 

  

 

 امسال شهرم اوز ، بهار را می بیند ؟

دفتر خاطرات را ورق می زنم و بهار با کرنا را می خوانم .
هر روز صبح های بهاری قرنطینه، پنجره ها را که باز می کنم، التهاب بهار در رنگ برگهای درختان باغچه و گلها می بینم، انگار بهار امسال به همراه ویروس مریض شده است.

از پنجره ، نگاهم که به باغچه و گلهای کاغذی و صدای پرندگان می افتد، به یاد سالهای ۵۵ و ۵۶ یا بهار نوجوانی مى افتم که در شهرمان اوز از سفره هفت سین خبری نبود.

با بوى نونکه درخت کنر و شکفتن گل نرگس و گل باقلا در باغچه کوچک منزل پدری به پیشواز بهار می رفتیم، همچنین مادر با ذوق و شوق با بذر یا دانه گندم و عدس با کوزه سبزه درست می کرد و سوال مادر از گنجشکانی که از لابلای شاخه های درخت کنر آواز مى خواندند و می رقصیدند : آیا نامه بابا و برادران از دبی امروز و فردا می آید یا نه؟

آواز گنجشکان خبر خوشحال کننده برای مادر بود و با رقص و هلهله بهار را برای ما به ارمغان می آوردند.

اکثر اوقات مادر در حال پاک کردن سبزی های کوهی خارزه وترشه و یا تمیز کردن خهر و دال که همیشه در آب گذاشته بود می دیدم.

خاطرات دیگری از این فصل که نمی توانم فراموش کنم این است که به همراه همسایگان یک مینى بوس می گرفتیم و دسته جمعی مثل دوستان صمیمی به گردشگاه های اوز همانند چدرو و برزگو و امامزاده ها حاجی میرلیاس و معلم کثیر و …می رفتیم و با سرود و صلوات و تماشای مسیر که پر از سبزه و گل بود و بوی گلها در فضا پیچیده بود و پروانه های رنگارنگ و زنبور عسل که در حال فعالیت بودند مى رفتیم تا به مقصد می رسیدیم۰

حسابی از دشت و دمن استفاده می کردیم و گلها را در هنگام بازگشت به منزل مى کندیم و دستهایمان پر از گلهای شب بو و گل سرخ و هر از گاهی همیشه بهار بود. لیوان راپر از آب می کردیم و گلها را در آن جا می دادیم و روی تلویزون می گذاشتیم. این گل ها اتاق سه دری را خوشبو می کرد و ما کودکانه با بوی خوش گلها و صدای نم نم باران می خوابیدیم. صبح با صدای تند باران که از ناودان می آمد بیدار و خبردار می شدیم. اما اما این روزها از آن گردش ها خبری نیست.

 خدایا چشمان مان به رحمت توست تا دوباره این خاطرات زنده شوند و شور و نشاط به زندگى همه بندگانت باز گردد.

 الهى آمین 

 درخت کنر( conar) ، درخت سدر

 نونکه ( nounakeh )، میوه نرسیده درخت کنار 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

نگارنده : خالده اسماعیلى ( شاعر )  

 

 

 

بارگذاری مطلب : عرفان براهیمی ( معاون فنی پایگاه خبری موزه اوز )

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین نظرات
  • درود بر شما تقدیر و یاد کردن از خدمات بشردوستانه باعث تشویق و دلگرمی بیشتر داوطلبان خواهد شد. هر چند که داوطلبان هلال احمر اهداف و اصول هلال احمر را با جان و دل خود یکی ک...
    در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • سلام اجرکم عند الله به نیت لله خدمت به خلق الله مساوی است با اجر بی نهایت ان شاء الله...
    Mar در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • هلال احمر تو همه برنامه ها پایه ثابته. بدون هیچ چشم‌داشتی ولی متاسفانه......
    ابطهی در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • با سلام در رابطه با روز هلال احمر، بنده نجاتگر هستم و ما داوطلبان هلال احمر شهرستان اوز هیچ موقع به یاد نداریم که توسط هیچ اداره ای روزمون رو برامون جشن و یا تبریک بگویند...
    در مطلب: هفته هلال احمر و دریغ از حتی یک خداقوت توسط مسئولین شهر و شهرستان اوز
  • خیلی هم خوب که تشریف آوردند و این موزه مردمی را دیدند ، آیا خودشان کمکی به پیشرفت این موزه کردند و یا اینکه فقط آمدند دیدند و رفتن؟...
    رکنی در مطلب: بازدید ثریا ترکان بازرس استانداری، از موزه مردم شناسی شهرستان اوز
  • الهی هر چه زودتر دست ظالم از سر مظلوم کوتاه شود...
    یک موزه ای در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • غرورآفرین است...
    از اوز در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • جالب بود...
    میم در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • ممنونم از پردازش به این موضوع مهم...
    عرفان در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • اخی باخوادن این نوشته زیبا یاد خدابیامرز مادرم افتادم همیشهنان تنوری تفتون وکلوچه میپخت وفذای محلی می خورد ماهم باید این فرهنگ خودمان را نگهداریم وانرا توسعه بدهیم درود ب...
    در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی