جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳
 |  27/ آوریل/ 2022 - 12:25
  |   نظرات: يك نظر
411 views

رمضون بچگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 رمضون بچگى

در وصف ماه مبارک رمضان ، توصیفات فراوانی در عرصه ادبیات بیان شده است . یکی از این توصیفات، خاطرات شیرین کودکانه است که برای خوانندگان جاذبه فراونی دارد .
حال اگر این توصیفات با گویش محلی همراه باشد لذت دوچندان دارد.
خالده اسماعیلی شاعر اوزی مقیم دوبی این دو جاذبه را در هم آمیخته و شعر زیبای  رمضون بچگی را سروده است .
با تشکر از ایشان .

اول صبح اراستدم، از خو
کوزیا پر ما که، از هو
جاره کردیه زر کنر، تى تو
مشغول هادم با ننه، تا شو
««««««
اول صحب اداستود، زنه امساده
نکل شاکه، از پشه و رشتبه ى خونه
تگ گاش موهاد، ورزش باستانى
همش مویاده، دونه و دونه
«««««««
صداى با ساعت شش، اگر هد اوز
ارو هوخون بچم قران و نماز
که چدام اله میجت، از دروازه
نه چون اله، ارستت ساعت دوازده
««««««««
اچت تک گرمادو، و آب و تاب
چش توکرداى، فیس بوک و لپ تاپ
از یک طرف کتابیا اتناهره
صداى تنگ تنگ واتس آپ
«««««««««
مندا که تیه واگزرنش رمضو و دعا
ختم کردیه قران اسى ننه و با
اله دگه کرسختى بوده
ذکر و مناجات باخدا
««««««««
افطارى ارما او دو، او ماست خشه
ترک او فرنى او پشه
تلیت گوشت و تربه
از سفره ى بچگى مو تى چشه
««««««««
یک وقت مون لى دست انه، مابو اسى امساده
بعد جمع وجور ماکه ظرفیا
اچدم نماز تراویح همه
««««««««
خاده دوتیاى امسادیا
خاده ننه و خاده با
میجت شیخ اچدم
اسى عبادت خدا
«««««
لی بون بلندیا ا همه پله، برا
تى تاو تاوستو
تى سرما، شلک وشلک
برونیا
مجمعه و سفره از گرمادو
تا تک جا
««««««
اورستى بچم اروستى، ننه شگت
بورى وقته بیدار باش
اشگت
وله اله بیدارت
لازم شو بیدارى نهت
«««««««
سحرى تک مجمعه ى گرد و گپ هاد
گوشتیا وسط برنج اکف نده هاد
برنج و رشتبا ترشن گازرک و بادنجون
مو نادانست قند چیه ، فشار چه هاد
«««««««««
گذشته تک باغچه و باغ
که هد میگاى سوار زر چراغ
تولکه و سبته امن و امنیت
مردم همه خوب و خوش نیت
«««««««««
تک کوچیا، لى بونیا
پشین گرم، تک خونیا
سایه شبست، سایه شبست
یادش بخیر ننه و بایا    

 برگردان شعر به صورت تحت اللفظی به فارسی :

اول صبح پا می شدیم از خواب
کوزه ها را پر می کردیم از آب
جارو زدن زیر درخت کنار در زیر آفتاب
مشغول بودیم با مادر تا شب
««««««««
اول صبح نشسته بود زن همسایه
نقل می کردند از ژله و آش خانه
در گوشمان صدای ورزش باستانی
همه اش یادم است ، دانه به دانه
««««««««
صدای پدر ساعت شش اگر بود اوز
پاشو بخوان بچه ام قرآن و نماز
می روم مسجد از دروازه‌
نه مثل حالا ، که پا می شوند ساعت دوازده
««««««
می روند آشپز خانه با آب و تاب
نگاهت می کنند فیسبوک و لپ تاپ
از یک طرف کتاب‌ها نمی گذارند
صدای تنگ تنگ واتس آپ
«««««
طوری که می خوای بگذرانی رمضان با دعا
ختم کردن‌ قرآن برای مادر و بابا
حالا دیگر کار سختی شده
ذکر و مناجات با خدا
«««««««««
افطاری خرما و دوغ و ماست خوب استذ
نشاسته و فرنی و ژله
تلیت و گوشت و تربچه
از سفره بچگی در چشمان ماست
««««««
یک وقت رو دست می گذاشتیم، می بردیم برای همسایه
بعد ظرف ها را جمع و جور می کردیم
آنگاه همه می رفتیم نماز تراویح
«««««««
با دختران همسایه
با مادر و بابا
مسجد شیخ می رفتیم
برای عبادت خدا
«««««««
پشت بام بلندی ، این همه پله به بالا
در گرمای تابستان
در سرما و شلک و شلوک باران
سینی و سفره از آشپزخانه تا درون اتاق
««««««
پاشید بچه ام پاشید، مادر می گفت خیلی وقت است که بیدار باش گفته
ولی الان بیدارند
نیازی به بیداری ندارند
««««««««««
سحری توی سینی گرد و بزرگ بود
گوشت‌ها وسط برنج یخنی بود
برنج و رشته، ترشی هویج و بادمجان
نمی دانستیم بیماری قند چیست و فشار خون چیست
««««««««
ایام گذشته در باغچه و باغ
میگوی سوار زیر چراغ بود
سبد و طروف در امن و امنیت بود
مردم همه خوب و خوش نیت بودند
«««««««
تو کوچه ها و پشت بامها
ظهر گرم ، توی خانه ها
سایه می بست، سایه می بست
یادش بخیر مادر و باباها 

 

 شاعر : خالده اسماعیلى از دوبى 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

One Response to “رمضون بچگی”

  1. اوزی واقع بین گفت:

    خدا عمرتان دهد دست بردارید از این قبیل مطالب تکراری. شهرما خیلی کمبود ومشکلات دارد دیگه از دست کپک وبنگ هو وبیدارش باش وسحری خوردن و……خسته شدیم از حال و روز واقتصاد وعمران وابادی. برای نسل جدید اوز بنویسید تا این همه مهاجرت جوانان صورت نگیرد

آخرین نظرات
  • سند ارزشمندی است وشرح حال مرحوم خوب نوشته شده ، خداوند رحمتش فرماید ، آنچه مهم است ، مشاغل وی در فرمانداری ، ارتش وشرکت نفت است که بهتر بود عملکرد در مشاغل یاد شده هرچند...
    در مطلب: نامه‌ای از هنرمند خوشنویس، مرحوم محمدربیع زمان‌زاده در ۹۶ سال قبل
  • بسیار زیبا خداوند ایشان و همه اموات را مورد رحمت و مغفرت قرار دهد....
    قلم در مطلب: نامه‌ای از هنرمند خوشنویس، مرحوم محمدربیع زمان‌زاده در ۹۶ سال قبل
  • حضور اینچنین مرد بزرگی در اوز و موزه اوز بسیار جای خرسندی و افتخار برای ما آوری هاست، امیدوارم بیش تر شاهد این رویدادها باشیم، مجله ی بخارا هم واقعا می توان گفت معتبر تری...
    در مطلب: مجله معتبر فرهنگی‌هنری بخارا، با توضیحاتی مفصل در مورد اوز، منتشر شد.
  • علی دهباشی بزرگ مرد فرهنگی کشور و به بیانی آن یک تنه یک وزارت و بخارا نه یک مجله یک دایره المعارف فرهنگی است....
    در مطلب: مجله معتبر فرهنگی‌هنری بخارا، با توضیحاتی مفصل در مورد اوز، منتشر شد.
  • علی دهباشی آن یک تنه یک وزارت پاسدار فرهنگ ایران است بخارا نه یک مجله یک دایره المعارف است......
    مصیب شیرانی در مطلب: مجله معتبر فرهنگی‌هنری بخارا، با توضیحاتی مفصل در مورد اوز، منتشر شد.
  • نظر این پژوهشگر وارسته نسبت به اوز و درج آن در مجله وزین بخارا مایه افتخار و مباهات برای اوز است...
    شهروند اوز در مطلب: مجله معتبر فرهنگی‌هنری بخارا، با توضیحاتی مفصل در مورد اوز، منتشر شد.
  • اقای بازرگانی. باید در دولت جدید که مردم اوز با رای. بالا خود از ان حمایت کردند بفکر مطالبه گری. برای مناصب ومسولان ارشد شهرستان. از بین. جوانان ومدیران بومی اوز. باشیم و...
    اقای. بازرگانی. توجه. نمایند در مطلب: ارزش اسناد خانوادگی را دست کم نگیریم
  • در موزه مردم شناسی و موزه بازرگانان اوز، هزاران برگه از اسناد تاریخی نگهداری می شود که همه این اوراق، دارای شناسنامه خاص خود هستند و توسط واحد پژوهش موزه اسکن و خلاصه نگا...
    موزه مردم شناسی شهرستان اوز در مطلب: ارزش اسناد خانوادگی را دست کم نگیریم
  • جالب بود...
    اوزی در مطلب: ارزش اسناد خانوادگی را دست کم نگیریم
  • قابل تحسین است و موجب افتخار...
    اوزی در مطلب: تجلی هنر سوزندوزی در نگارش کتاب «مطبخ خودمونی»