چهارشنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
 |  1/ آگوست/ 2022 - 6:53
  |   نظرات: يك نظر
1,230 views

یادداشتی در مورد عکس یادگاری شهرداران اوز، بندرلنگه، لارو بستک در سال ۱۳۳۷

 

 

 

 

 

یادداشتی در مورد عکس یادگاری شهرداران اوز، بندرلنگه، لارو بستک در سال ۱۳۳۷

 سعید محمودیان: خبری در سایت آفتاب لارستان و ماهنامه پسین اوز مشاهده نمودم که: ” شهرداران ۸ شهرستان جنوب فارس در شهر لار گرد هم آمدند”.
این خبر خاطره تاسف‌آوری به یادم آورد؛ چون در سال ۱۳۳۷ چنین گردهمائی در شیراز تشکیل شده بود که در آن، شهرداران شهرهای فارس از جمله ۴ شهردار شهرهای لارستان در آن شرکت کرده بودند و عکسی هم از این چهار شهردار لارستان در روزنامه پارس انتشار یافته بود.

تاسف من نه به خاطر این بود که آن ۴ شهردار به لقای حق پیوسته‌اند و دیگر در بین ما نیستند، این گذر عمر است که مرگ دامنگیر همه می شود. تاسف من به این خاطر است که در ۲۹ ژوئن ۲۰۲۲ که پسین اوز این خبر را در سایت خود گذاشته بود در لیست نامهای شهرهای فارس اسمی از بندرلنگه و بستک دیده نمی شد. 


 

 در سال ۱۳۳۷ شهرهای دیگر لارستان شهرداری نداشتند و شهرهای اوز و بستک و بندرلنگه هنوز جزء لارستان و از ایالت فارس بودند. تاسف من به این خاطر است که وزیر کشور نادان و بی‌اطلاع رژیم پهلوی با مشورت چند رجال سیاسی وقت، بدون در نظر گرفتن خواسته‌های مردم، به عذر اینکه راه نزدیک‌تر دریائی و زمینی بین این دو شهر و بندرعباس وجود دارد نمایندگان مجلس را واداشت تا لایحه پیوستن بندرلنگه و بستک به استان تازه تأسیس شده هرمزگان تصویب نمایند. 

 

 

 بسیاری از جمله برادرم مرحوم حاج عبدالله گله کردند که عذر قابل قبول نمی باشد چه با پیشرفت اقتصادی راه‌ها کشیده می شوند و فرودگاهها ساخته می شوند و رسانه‌های مدرن در دسترس قرار می گیرند و گفتند و نوشتند که تقسیمات کشوری بایستی بر قومیت و زبان و فرهنگ مردم باشد.جدا کردن بندر‌لنگه و بستک از لارستان که قرنها فرهنگ و زبان یکسان داشته‌اند به مانند فرزندی خواهد بود که از مادرش جدا کنند و به دایه‌ای غریبه بسپارند. آن کودک با انواع بیماریهای روانی بزرگ می شود و زیان غیر قابل جبرانی به فارس وارد می آورد که اکنون ۷۰ سال بعد آنرا مشاهده می کنیم. 

 

 

 در کتاب “بندرلنگه در ساحل خلیج‌فارس” حسین نوربخش می نویسد که شهرداری بندرلنگه در سال ۱۲۷۶ گشایش یافت. اولین شهردار محمد باقر کلانتر لاری بود. آن زمان بندرلنگه یکی از آبادترین بنادر خلیج‌فارس بود، جمعیت اکثراً مهاجرین لارستانی بودند که در محلات خود اوزی، بستکی، بلوکی، خوری و لاری در صلح و صفا زندگی‌ می کردند. مدتی بعد خالو باقر اوزی در سالهای ۰۳ – ۱۳۰۱ و بعد در سالهای ۰۵ – ۱۳۰۴ مرحوم هودی که اوزی بود شهردار بندرلنگه شدند. طی این دوره شهرداران بندرلنگه به مانند شهرداران شهرهای انگلیس و آمریکا رئیس پلیس هم بودند. 

 

حاج‌عبدالله محمودیان اوزی شهردار بندرلنگه در سالهای ۳۹-۱۳۳۶ بودند. با جدا شدن بندرلنگه از فارس بندرلنگه روی آبادی ندید و لارستان فارس به صورت ایرانی در آمد بدون نخجوان و ایروان، باکو و تفلیس، سمرقند و بخارا، دوشنبه و عشق‌آباد، هرات و مرو. این جداشدنی‌ها مرا بسیار متاثر کرده است و حالا که به سن ۸۴ سالگی رسیده‌ام هر موقع به فکر نزول مقام فرماندار لار می افتم به یاد موقعی می‌افتم که انترن بخش داخلی بودم و برای دو هفته‌ای در بیمارستان سلامی کارآموزی می کردم و از استاد بیماریهای روانی دکتر سلامی که داستان خنده‌آوری می گفت می شنیدم که با تکرار آن مقاله را به پایان می‌رسانم. دکتر سلامی می گفت:
“در زمان مظفرالدین شاه بیمارستان کوچکی ساخته شده بود که در بخش داخلی آن یکی از رجال که اختلال حواس پیدا کرده بود و ادعای شاهی می کرد بستری شده بود. مظفرالدین شاه که شاهی بی سواد و کم‌اطلاع بود تصمیم گرفت از این بیمارستان نوساز و بیمار سرشناسش دیدن نماید. شاه با چند محافظ و همراهان وارد اطاقی می شود و از بیمار سرشناس پرسید:” تو کی هستی؟” بیمار بلند شد و گفت:”من سلطان این سرزمینم”. مظفرالدین شاه با تبسم خنده‌آوری از بیمار پرسید:” اگر تو شاه هستی پس من که مظفرالدین شاه هستم کی هستم؟” بیمار جواب داد: که “تو هم شاهی ولی فرق من و تو اینست که من به کشور ایران سلطنت می کنم که وسعتش برابر ایران زمان داریوش می باشد و تو بر ایرانی سلطنت می کنی که حدودش دروازه های تهران است”.
مظفرالدین شاه و همراهان به خنده افتادند و شاه درحالی که از اطاق خارج می شد گفت” کپه اوغلی دوزدیر”. پدر سگ راست می گوید!
از خدا جوئیم توفیق ادب
تیرماه ۱۴۰۱ 

 

 

 

نگارنده : پزشک اوزی ساکن فیشرزویل ویرجینیا آمریکا

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

One Response to “یادداشتی در مورد عکس یادگاری شهرداران اوز، بندرلنگه، لارو بستک در سال ۱۳۳۷”

  1. Saeed Mahmoodian گفت:

    Salaam Ham-shahri arjmand Omid-waram khaundan daastaan Mozaffaraddin Shah lab-khandidi be soorat shomaa be-awarad
    Eradat-mand Dr. Mahmoodian
    Dear Ham-hamshahri I hope reading story of Mozaffaraddin Shah bring smile to your face. Kind Regard Dr. Mahmoodian

آخرین نظرات
  • خیلی هم خوب که تشریف آوردند و این موزه مردمی را دیدند ، آیا خودشان کمکی به پیشرفت این موزه کردند و یا اینکه فقط آمدند دیدند و رفتن؟...
    رکنی در مطلب: بازدید ثریا ترکان بازرس استانداری، از موزه مردم شناسی شهرستان اوز
  • الهی هر چه زودتر دست ظالم از سر مظلوم کوتاه شود...
    یک موزه ای در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • غرورآفرین است...
    از اوز در مطلب: سندی تاریخی در موزه اوز و اعلام حمایت مردم اوز از فلسطین در سال ۱۹۴۸
  • جالب بود...
    میم در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • ممنونم از پردازش به این موضوع مهم...
    عرفان در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • اخی باخوادن این نوشته زیبا یاد خدابیامرز مادرم افتادم همیشهنان تنوری تفتون وکلوچه میپخت وفذای محلی می خورد ماهم باید این فرهنگ خودمان را نگهداریم وانرا توسعه بدهیم درود ب...
    در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • مطلب بسیار جالب و ارزنده ای است به راستی که غذا های سنتی ومحلی. پیوند دهند نسلها. و مردمان. یک خطه. میشوند...
    اوزی. از شیراز در مطلب: اهمیت حفظ غذاهای بومیِ جنوب فارس و هرمزگان، از منظر مردم‌شناسی
  • کاش این کتاب ارزشمند دوباره چاپ بشه من الان جند سال هست دنبال نسخه ی کتاب هستم، ولی متاسفانه اصلا گیر نمیاد...
    در مطلب: کتاب تاریخ دلگشای اوز ، هدیه خاندان کرامتی به مردم اوز
  • با تشکر که یاد گذشته را در دلمان زنده کردید ولی بهتر بود کاملتر توضیح میدادین که به ازای هر بچه ی فوت شده فکر کنم دو تا کوزکی میدادن . در هر حال خوبه که سنتهای قدیم رو نس...
    در مطلب: کوزَکای بَراتی، کوزه ای با خاطراتی به شیرینی سال‌های کودکی
  • پاسخ به اوزی ساکن شیراز: “ اکثریت مطلق گویشوران این زبان، آن را زبان اچمی می‌نامند. “ بر پایه ای چه مدرکی ؟ در مورد زبان و یا گویش اوزی و زبان بیشتر مردم جنوب استان پارس...
    احمد ز اوزی در مطلب: با نویسندگان اوز (۲) – عبدالله خضری