سه شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۲
 |  10/ آوریل/ 2023 - 4:00
  |   نظرات: ۶ نظر
495 views

به یاد زنده یاد مادرم لطیفه امین زاده

 

 

 

 

   

 

قدرا پرمون: 

یاد ایامی که مادر داشتیم
افسری زیبنده بر سر داشتیم
زندگی با او مرا افسانه بود
روشنی بخش دلم در خانه بود
مرغ ما از آشیانه پر کشید
لانه ما را رها کرد و پرید

 

به سالهای دور، زمانی که در اوز کار و درآمد آنچنانی برای پدرهایمان وجود نداشت بر می گردم. پدر و پدر بزرگم نیز مانند خیلی از مردان زحمت کش اوزی، برای کسب و کار بهتر و درآمد بیشتر به هندوستان و کشورهای عربی همچون امارات، کویت، قطر و … سفر می کردند.
 

ما زندگی سختی داشتیم و به دور از عزیزانمان زمانی که پدران ما مدت زمان طولانی در جاده های ناهموار بودند و عدم وسیله نقلیه خوب و هواپیما در منطقه خودمان، باعث دغدغه ما بود تا آنان به بندرعباس و سپس به دبی و یا سایر کشورها برسند. تلفن هم نبود که از حال شان و رسیدن شان به مقصد با خبر شویم .
 

آن زمان ما با خانواده پدر و پدربزرگم (با گپه) در کنار هم زندگی می کردیم. ننه بای من ( مادرِ پدرم ) زنی بسیار مهربان بود. مادرم و ننه بای من، بعد از انجام کارهای خانه، با سفارش مادرانی که دختران دم بخت داشتند مشغول دوخت و دوز لباس محلی و رخت گشاد اوز می شدند. پارچه های اطلس و زری، وایل و نوار های رنگارنگ و زیبا را پدر و پدر بزرگم زمانی که به کشور هند سفر می کردند با خود به اوز می آوردند. چون در آن زمان لباس سفید برای عروس در اوز نداشتیم، بنابر این لباس زیبای محلی در رنگهای مختلف توسط زنان هنرمند و زحمتکش اوز دوخته می شد. مادرم زنی مهربان، زحمت کش، با محبت، اجتماعی و مردم دوست بود. بعد ها متوجه شدم که علاوه بر اینکه برای خودش کار و در آمدی دارد عده زیادی از زنان و دختران اوز را نیز به کار گرفته تا آنها نیز درآمدی برای گذران زندگی شان داشته باشند. مثلاً خوس بافی، رنگ زدن پارچه ظریف بَلَه، بافت بند داخل ننتای گشاد ( بند دُم )، خوس زدن بَلَه و …من زمانی که متوجه شدم مادرم باعث در آمد زایی عده ای از زنان و دختران اوز شده بسیار خوشحال شدم و به وجودش افتخار کردم.

 

اینک در کنار پدرم نشسته ام. او نیز مانند من دلتنگ مادر است، مادر مهربانی که بسیار برایمان ارزشمند بود، خدا رحمتش کند. 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

6 Responses to “به یاد زنده یاد مادرم لطیفه امین زاده”

  1. ناشناس گفت:

    به راستی که مرحومه لطیفه امین زاده بانویی بی نهایت متواضع مهربان ومردم دوست بود وبواسطه همین خصلتهای نیکش بانویی سرشناس وتاثیر گذار بود. روحش شاد.

  2. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کنه بهشت جایگاهش ،الهی نور به قبرش بباره ،نازنین زنی بود ،مردم دوست ،با شخصیت ،عاقل ،با تقوا ،و خیرخواه مردم ،
    الهی با نیکان محشور و یاد و خاطراتش تا ابد جاودان .

  3. ناشناس گفت:

    روحش شاد یادش گرامی جنت فردوس نصیبش ببه ما هم افتخار میکنیم به همچون زنی زحمت کش وپر تلاش ومردم دوست اوز همشری عزیز

  4. ناشناس گفت:

    روحش شاد یادش گرامی باد بهشت وجنت جایگاه ابدیش باشه عزیزم مادرت واقعا زنی زحمتکش و مهربان و دوست داشتنی بود خاطراتش تا ابد جاودان باد،?????

  5. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کنه

  6. ماهرخ گفت:

    فیشور زمان قدیم یه ملا فاطمه داشت که با کمک ملا عبدالعزیز حقیقت مکتب خانه داشتند و هردوتاش فوت کردند میشه درباره ملا فاطمه مطلب بگذارید.متشکرم

آخرین نظرات
  • Az amal nik Saif allah besyar masroor shodam. Agar zende hastan khodavand omr bishtari arzani darad va agar be leqaye haqq payvasreh-and jannat makan bashand. Dar kar nik...
    Dr. Mahmoodian در مطلب: افتتاح دبستان سیف‌الله بازرگانی و سالن اجتماعات صالحه سیفایی و تصاویر قدیمی دانش آموزان این دبستان
  • چه قلم و تفسیر زیبایی...
    در مطلب: دبی شهر رویاها، دبی شهر آرزوها
  • امارات خانه ی دوم ما مغتربین هستش ، خدا عمر با عزت به همه حاکمان و بانیان این کشور بدهد...
    در مطلب: دبی شهر رویاها، دبی شهر آرزوها
  • ممنون که یاداوری کردین کجا زندگی میکنید!!!...
    فاطمه در مطلب: دبی شهر رویاها، دبی شهر آرزوها
  • خانم محترم اگر شما به کشور غریبه ها مینازی ما به کشورو وطنمان ایران وشههر مان اوز مینازیم...
    فرهنگّی در مطلب: دبی شهر رویاها، دبی شهر آرزوها
  • janab mohandes Sharif Bazarga hamshahri motaram va mokarrar Az daraj aks Mohammad Seddiq besyar momnoonam. Mara be yaade 7-8 salegiam andakhtid ke oo ra dahal tawit navis...
    Dr. Mahmoodian در مطلب: روایاتی تاریخی در مورد اوز، به قلم‌ سعید محمودیان
  • آقای بازرگانی شما بیشتر به مسایل خیلی قدیم. واغلب. در باره تجارقدیمی اوزکه در حدود ۵۰ تا۱۰۰ سال قبل زندگی. می‌کرده اند می پردازید. نوعی. بزرگ. نمایی واشرافیت گذشتگان. را...
    قابل توجه آقای. بازرگانی در مطلب: روایاتی تاریخی در مورد اوز، به قلم‌ سعید محمودیان
  • خدا نسل‌های گذشته. را بیامرزد. نسل. امروز. اوز این مطالب را در حد. افسانه می داند واصولا در اوز. دیگر. زرنگار. ومحمودیانی. وجود. ندارد که به آن فکر کنیم....
    اوزی از شیراز در مطلب: روایاتی تاریخی در مورد اوز، به قلم‌ سعید محمودیان
  • ۵ کلاس ابتدایی انجا بودم عکسم هم تو عکسایی که فرستادی هست سال سوم دبستان معلممان هم آقای سیروسی بود خیلی مرد شریف و مهربونی بود خدا یارش باد...
    خالد خدیوی در مطلب: افتتاح دبستان سیف‌الله بازرگانی و سالن اجتماعات صالحه سیفایی و تصاویر قدیمی دانش آموزان این دبستان
  • جالب بود و خاطره انگیز و مرا به ده‌ها سال پیش برد. با تشکر از بانیان این امر ارزشمند در ابتدا و اکنون...
    اوزی در مطلب: افتتاح دبستان سیف‌الله بازرگانی و سالن اجتماعات صالحه سیفایی و تصاویر قدیمی دانش آموزان این دبستان