چهارشنبه ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
 |  10/ آوریل/ 2023 - 4:00
  |   نظرات: ۶ نظر
911 views

به یاد زنده یاد مادرم لطیفه امین زاده

 

 

 

 

   

 

قدرا پرمون: 

یاد ایامی که مادر داشتیم
افسری زیبنده بر سر داشتیم
زندگی با او مرا افسانه بود
روشنی بخش دلم در خانه بود
مرغ ما از آشیانه پر کشید
لانه ما را رها کرد و پرید

 

به سالهای دور، زمانی که در اوز کار و درآمد آنچنانی برای پدرهایمان وجود نداشت بر می گردم. پدر و پدر بزرگم نیز مانند خیلی از مردان زحمت کش اوزی، برای کسب و کار بهتر و درآمد بیشتر به هندوستان و کشورهای عربی همچون امارات، کویت، قطر و … سفر می کردند.
 

ما زندگی سختی داشتیم و به دور از عزیزانمان زمانی که پدران ما مدت زمان طولانی در جاده های ناهموار بودند و عدم وسیله نقلیه خوب و هواپیما در منطقه خودمان، باعث دغدغه ما بود تا آنان به بندرعباس و سپس به دبی و یا سایر کشورها برسند. تلفن هم نبود که از حال شان و رسیدن شان به مقصد با خبر شویم .
 

آن زمان ما با خانواده پدر و پدربزرگم (با گپه) در کنار هم زندگی می کردیم. ننه بای من ( مادرِ پدرم ) زنی بسیار مهربان بود. مادرم و ننه بای من، بعد از انجام کارهای خانه، با سفارش مادرانی که دختران دم بخت داشتند مشغول دوخت و دوز لباس محلی و رخت گشاد اوز می شدند. پارچه های اطلس و زری، وایل و نوار های رنگارنگ و زیبا را پدر و پدر بزرگم زمانی که به کشور هند سفر می کردند با خود به اوز می آوردند. چون در آن زمان لباس سفید برای عروس در اوز نداشتیم، بنابر این لباس زیبای محلی در رنگهای مختلف توسط زنان هنرمند و زحمتکش اوز دوخته می شد. مادرم زنی مهربان، زحمت کش، با محبت، اجتماعی و مردم دوست بود. بعد ها متوجه شدم که علاوه بر اینکه برای خودش کار و در آمدی دارد عده زیادی از زنان و دختران اوز را نیز به کار گرفته تا آنها نیز درآمدی برای گذران زندگی شان داشته باشند. مثلاً خوس بافی، رنگ زدن پارچه ظریف بَلَه، بافت بند داخل ننتای گشاد ( بند دُم )، خوس زدن بَلَه و …من زمانی که متوجه شدم مادرم باعث در آمد زایی عده ای از زنان و دختران اوز شده بسیار خوشحال شدم و به وجودش افتخار کردم.

 

اینک در کنار پدرم نشسته ام. او نیز مانند من دلتنگ مادر است، مادر مهربانی که بسیار برایمان ارزشمند بود، خدا رحمتش کند. 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

6 Responses to “به یاد زنده یاد مادرم لطیفه امین زاده”

  1. ناشناس گفت:

    به راستی که مرحومه لطیفه امین زاده بانویی بی نهایت متواضع مهربان ومردم دوست بود وبواسطه همین خصلتهای نیکش بانویی سرشناس وتاثیر گذار بود. روحش شاد.

  2. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کنه بهشت جایگاهش ،الهی نور به قبرش بباره ،نازنین زنی بود ،مردم دوست ،با شخصیت ،عاقل ،با تقوا ،و خیرخواه مردم ،
    الهی با نیکان محشور و یاد و خاطراتش تا ابد جاودان .

  3. ناشناس گفت:

    روحش شاد یادش گرامی جنت فردوس نصیبش ببه ما هم افتخار میکنیم به همچون زنی زحمت کش وپر تلاش ومردم دوست اوز همشری عزیز

  4. ناشناس گفت:

    روحش شاد یادش گرامی باد بهشت وجنت جایگاه ابدیش باشه عزیزم مادرت واقعا زنی زحمتکش و مهربان و دوست داشتنی بود خاطراتش تا ابد جاودان باد،?????

  5. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کنه

  6. ماهرخ گفت:

    فیشور زمان قدیم یه ملا فاطمه داشت که با کمک ملا عبدالعزیز حقیقت مکتب خانه داشتند و هردوتاش فوت کردند میشه درباره ملا فاطمه مطلب بگذارید.متشکرم

آخرین نظرات
  • فرمانداری شهرستان باید درباره مشکلات ادارات وتامین پرسنل. ادارات دولتی بصورت جدی. اقدام. نمایند متاسفانه بیشتر فعالیتها در زمینه فرهنگی. وتبلیغاتی. است درحالیکه اوز از نظ...
    قابل توجه. فرمانداری. شهرستان اوز در مطلب: بررسی پدیده چندپُستی و خالی ماندن پست‌های ادارات در شهرستان اوز
  • درود بر شما خانم راوند عزیز که دغدغه‌تان فرهنگ و پاس‌داشت از میراث نیاکان‌مان است....
    در مطلب: مسئولین، آثار تاریخی اوز را دریابید
  • دقیقا و درود برشما بابت نگارش این مقاله، اما این مسئله هم عین سایر مسائل لاینحل شهرستان.....که انگار عمدا نمیخواهند حل شود و یا از توان مسولین خارج است...
    شهروند در مطلب: بررسی پدیده چندپُستی و خالی ماندن پست‌های ادارات در شهرستان اوز
  • آمین...
    در مطلب: پیام تسلیت مجموعه فرهنگی موزه مردم شناسی اوز به مناسبت درگذشت زنده یاد محمد محمودی
  • سلام خدا رحمت کند جنت جایگاهش...
    در مطلب: پیام تسلیت مجموعه فرهنگی موزه مردم شناسی اوز به مناسبت درگذشت زنده یاد محمد محمودی
  • سلام و‌عرض ادب شارمان شرفی مادر بزرگ پدرم و‌فاژکه ی قادری نژاد مادر بزرگم( مادر پدرم) مادر بزرگ پدرم رو ندیدم اما وصفش رو بارها شنیده بودم اما مامان بزرگ خودم‌ رو چرا. هم...
    مرجان شرفی در مطلب: اسنادی تاریخی از شرکت بانوان اوزی در انتخابات مجلس شورای ملی در مردادماه ۱۳۴۲ شمسی
  • امیدواریم خسارات وارده شده به موزه هم برطرف شود...
    در مطلب: حضور مدیرکل ستاد مدیریت بحران استانداری فارس در شهرستان اوز
  • با سلام بهترین شخص برای مدیریت کانون قطعا آقای ملاییه 👏🏻...
    در مطلب: مصاحبه اختصاصی با مدیر جوان و بومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان اوز
  • آقای ملایی واقعا محترمند و تمام تلاش خودشون رو دارن میکنن، چه خوب که یک اوزی اینجوری هوای شهر خودشو داره ما هم هواشونو دلشته باشیم...
    در مطلب: مصاحبه اختصاصی با مدیر جوان و بومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان اوز
  • سلام ودرود براقی ملاییخوشحالیم که چنین شهروند زحمت‌کش وفعالیت داریم همیشه در همه کار موفق وسربلند بلند باشید...
    در مطلب: مصاحبه اختصاصی با مدیر جوان و بومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شهرستان اوز