محمدرفیع راوند
خبرنگاران و مخصوصا خبرنگاران شهرستانها را فقط در روز خبرنگار به یاد نیاورید. رسانه امروز دیگر یک ابزار ساده برای انتشار خبر نیست. رسانه، یکی از مهمترین رکن های آگاهیبخشی، مطالبهگری، شفافیت، نظارت عمومی و توسعه اجتماعی است. خبرنگار نیز تنها فردی نیست که در جلسات حاضر شود، چند عکس بگیرد و متن کوتاهی از سخنان مسئولان منتشر کند.
اما سؤال اینجاست: با وجود چنین جایگاه مهمی، چرا هنوز خبرنگاران و رسانههای شهرستانها آنگونه که شایسته است دیده نمیشوند؟
چرا حمایت از خبرنگار در بسیاری از موارد، به برگزاری یک مراسم در روز خبرنگار، اهدای لوح تقدیر و چند جمله تشکرآمیز محدود میشود؟
خبرنگاری که تماموقت برای انعکاس مشکلات مردم، پیگیری مطالبات و انتشار اخبار فعالیت میکند، چرا از حداقل حمایتهای حرفهای، معیشتی و رفاهی برخوردار نیست؟
در بسیاری از مواقع، رسانههای شهرستانی اخبار مهم، مشکلات مردم و مطالبات جدی را منتشر میکنند؛ اما این اخبار در همان محدوده شهرستان باقی میماند و کمتر به سطح استان و کشور راه پیدا میکند. بسیاری از مسائل مهم استان از دل شهرستانها شکل میگیرد.
گاهی یک گزارش از یک شهر کوچک میتواند موضوعی را مطرح کند که سالها مردم با آن درگیر بودهاند. گاهی یک مطالبه ساده محلی، ریشه در یک مشکل بزرگ مدیریتی دارد و یک خبر کوچک میتواند زنگ هشدار یک بحران بزرگ باشد. اما اگر کسی در مرکز استان گوش شنوایی برای شنیدن این صداها نداشته باشد، رسانه شهرستانی هرچقدر هم تلاش کند، صدای مردم در همان جغرافیا محبوس می ماند.
از استانداری فارس انتظار میرود سازوکاری مشخص برای دریافت، ثبت، ارجاع و پیگیری مطالبات رسانههای شهرستانی ایجاد کند تا گزارشها و مطالبات مهم رسانهها در چرخه اداری گم نشود.
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت واقعی، نه حمایت مناسبتی.
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس باید پاسخ دهد که برای تقویت رسانههای شهرستانی چه برنامه عملی و بلندمدتی دارد؟ چند دوره تخصصی خبرنگاری و عکاسی خبری در شهرستانها برگزار شده است؟ چه تعداد خبرنگار شهرستانی از آموزشهای حرفهای بهرهمند شدهاند؟ برای ارتقای دانش خبرنگاران در حوزه رسانههای نوین، هوش مصنوعی، تولید محتوای دیجیتال، گزارشنویسی و سواد رسانهای شهرستانی چه برنامهای وجود دارد؟. برای حمایت از خبرنگاران فاقد درآمد پایدار، چه اقدام عملی انجام شده است؟ آیا خبرنگار شهرستانی نباید از تسهیلات رفاهی، بیمه، مسکن، خدمات بانکی و سایر حمایتهای قانونی بهرهمند شود؟
چرا حمایتها باید در سطح شعار باقی بماند؟
یکی از مهمترین مشکلات رسانههای شهرستانی، نبود حلقه پیگیری است. خبرنگار خبر را منتشر میکند، مطالبه را مطرح میکند، مسئول را مخاطب قرار میدهد، اما بعد چه؟
اگر پاسخ داده نشود، چه کسی پیگیری میکند؟ اگر مسئول سکوت کند، چه نهادی ورود میکند؟
اگر یک مشکل بارها در رسانه مطرح شود و سالها حل نشود، چه کسی باید پاسخگو باشد؟ اینجاست که ضرورت ایجاد یک سامانه یا سازوکار رسمی برای ثبت و پیگیری مطالبات رسانهای احساس میشود. مطالبات مهم رسانهها باید ثبت شود، دستگاه مسئول مشخص شود، زمان پاسخگویی تعیین شود و نتیجه آن به افکار عمومی اعلام شود. این یعنی رسانه واقعی، مطالبهگری واقعی و پاسخگویی واقعی.
امروز باید پرسید:
سهم خبرنگاران شهرستانها از حمایتهای رفاهی و حرفهای چیست؟
سهم رسانههای شهرستانی از آموزشهای تخصصی کجاست؟
چه سازوکاری برای انتقال مطالبات رسانههای شهرستانها به استانداری و مدیران ارشد استان وجود دارد؟
چرا بسیاری از اخبار و گزارشهای مهم شهرستانها در سطح استان دیده نمیشود؟
چرا روابط عمومی دستگاهها از ظرفیت خبرنگاران حرفهای و بومی به شکل مؤثر استفاده نمیکنند؟
و چرا رسانهها زمانی که از عملکرد مدیران تعریف میکنند، مورد استقبال قرار میگیرند، اما زمانی که مطالبه مردم را مطرح میکنند، گاهی با سکوت مواجه میشوند؟
این پرسشها، پرسشهای یک خبرنگار یا یک رسانه خاص نیست؛ پرسشهای جامعه رسانهای شهرستانهاست.
چرا که اگر رسانه ضعیف شود، جامعه از یک چشم ناظر و یک زبان مطالبهگر محروم خواهد شد؛ و جامعهای که صدای مطالبهگری آن شنیده نشود، دیر یا زود با انباشت مشکلات و نارضایتیها مواجه خواهد شد.


با تشکر از جناب. راوند. لطفا درباره اینکه چرا شهرستان اوز خبر نگار صدا وسیمای فارس ندارد واوز. درسطح استان. دربی خبری. می باشد. چرا درهمه شهرستانهای مجاور. خبرنگار وجود. دارد ولی. در اوز نیست ؟؟