رسول احمدلو (دانشجوی مقطع دکترای تاریخ)
در میان اسناد و مدارک تاریخی مربوط به لارستان در عصر ناصرالدینشاه قاجار، به سندی ارزشمند و قابل تأمل برخوردم که به موضوع جایگاه اوز، فعالیت تجار اوزی و مناسبات آنان با حکومت مرکزی و حکام محلی لارستان مربوط میشود. نظر به اهمیت تاریخی و محتوای این سند، بر آن شدم ضمن تبدیل متن دیوانی و قدیمی آن به نثری روان و قابل فهم، محتوای سند را نیز مورد بررسی و تحلیل قرار داده و آن را در اختیار علاقهمندان و پژوهشگران تاریخ لارستان و اوز قرار دهم.
شایان ذکر است که در کتاب ارزشمند «تاریخ دلگشای اوز» نیز چندین سند و فرمان کمنظیر درباره اوز در دوره ناصرالدینشاه قاجار موجود است. وجود این اسناد، در کنار سند حاضر، مجموعهای ارزشمند برای بررسی تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اوز و لارستان در اواخر دوره قاجار فراهم میآورد. از این رو، بازخوانی و معرفی چنین اسنادی میتواند به شناخت دقیقتر جایگاه اوز در تاریخ لارستان و نقش تجار اوزی در مناسبات اقتصادی و سیاسی آن دوره کمک کند.
این سند، نامه صدراعظم به فتحعلیخان، حاکم لارستان و بیگلربیگی است و در آن درباره قریه اوز و درخواست تجار اوزی برای قرار گرفتن این قریه در شمار تیول صدراعظم سخن گفته شده است. در متن نامه، بهصراحت از حضور و فعالیت تجار اوزی در بنادر، جده، بمبئی و دیگر مراکز تجاری یاد شده و همین موضوع نشاندهنده گستردگی شبکه بازرگانی اوزیها در اواخر دوره قاجار است.
محتوای سند:
در واپسین سالهای سلطنت ناصرالدینشاه قاجار، مسئله جایگاه و اداره قریه اوز در لارستان به یکی از موضوعات مورد توجه حکومت مرکزی و حکومت محلی تبدیل شد. اوز در آن روزگار تنها یک آبادی محلی نبود، بلکه به واسطه فعالیت گسترده بازرگانان آن، با شبکه تجاری بنادر جنوب ایران و مراکز مهم تجاری خارج از کشور، از جمله بمبئی و جده، ارتباط داشت. حضور تجار اوزی در این مراکز، اهمیت اقتصادی و اجتماعی اوز را در ساختار تجاری جنوب ایران افزایش داده بود.
در چنین شرایطی، تجار اوزی که بخش قابل توجهی از آنان در بنادر، جده، بمبئی و دیگر مراکز تجاری سکونت داشتند، چندین بار درخواست کرده بودند که قریه اوز به صورت تیول در اختیار آنان یا تحت حوزه اختصاصی صدراعظم قرار گیرد. در سند مورد بحث، صدراعظم خطاب به فتحعلیخان، حاکم لارستان و بیگلربیگی، با اشاره به همین درخواست تجار اوزی مینویسد که آنان «مکرر در مقام استدعای تیول بودن قریه مزبور» برآمدهاند.
صدراعظم در ادامه، با بیان اینکه بسیاری از تجار اوزی در مناطقی سکونت دارند که جزو «ادارات اختصاصی» او محسوب میشود، اعلام میکند که قریه اوز را به تیول خود درآورده است. این اقدام علاوه بر جنبه اقتصادی و اداری، واجد معنایی سیاسی و شخصی نیز بود؛ زیرا صدراعظم قرار گرفتن بخشی از قلمرو تحت اختیار فتحعلیخان در حوزه اختصاصی خود را «اسباب اختصاص» میان خویش و حاکم لارستان و حتی نوعی «افتخار» برای او معرفی میکند.
بر اساس دستور صادرشده، فتحعلیخان موظف میشود اوز را به عنوان تیول صدراعظم به رسمیت بشناسد و اداره آن را به عمدهالتجار ملا عبدالرحمان تاجر بسپارد. همچنین از وی خواسته میشود با ملا عبدالرحمان نهایت همکاری و همراهی را داشته باشد و در انتظام امور مربوط به او از هیچ مساعدتی دریغ نکند. بدین ترتیب، سند نشان میدهد که یک تاجر محلی میتوانست در پرتو حمایت صدراعظم و حکومت مرکزی، مسئولیت اداره یک ناحیه را بر عهده گیرد و در مناسبات میان حکومت مرکزی، حکام محلی و جامعه تجاری نقش ایفا کند.
اهمیت تاریخی سند:
اهمیت این سند تنها در مسئله واگذاری اوز به تیول صدراعظم خلاصه نمیشود. اشاره صریح به حضور تجار اوزی در بمبئی، جده و بنادر، تصویری روشن از گستردگی شبکه تجاری منطقه لارستان در اواخر دوره قاجار ارائه میدهد. تجار اوزی در آن دوره از طریق ارتباط با بنادر جنوبی ایران و مراکز تجاری مهم خارج از کشور، شبکهای گسترده از فعالیتهای اقتصادی ایجاد کرده بودند. همین ارتباطات اقتصادی، به آنان امکان میداد خواستهها و منافع خود را از طریق مکاتبه و ارتباط با مقامات عالی حکومت مرکزی پیگیری کنند.
از سوی دیگر، سند بیانگر مناسبات میان اقتدار حکومت مرکزی و قدرت حکام محلی است. فتحعلیخان، حاکم لارستان و بیگلربیگی، در این فرمان موظف میشود دستور صدراعظم را درباره اوز بپذیرد و با شخصی که برای اداره آن تعیین شده است، همکاری و همراهی کند. این موضوع نشان میدهد که حکومت مرکزی در مواردی میکوشید حوزه نفوذ و اقتدار حکام محلی را محدود کرده یا دستکم بخشی از آن را مستقیماً تحت اختیار رجال عالیرتبه حکومت قرار دهد.
همچنین کاربرد اصطلاح «تیول» در این سند اهمیت ویژهای دارد. تیول در نظام اداری و مالی دوره قاجار به واگذاری حق بهرهبرداری از درآمد و منافع یک ناحیه یا ملک به فردی معین اشاره داشت و لزوماً با مفهوم مالکیت خصوصی به معنای امروزی یکسان نبود. بنابراین، قرار گرفتن اوز در شمار تیول صدراعظم را باید در چارچوب نظام مالی و اداری آن دوره و مناسبات قدرت میان دولت مرکزی و حکومتهای محلی بررسی کرد.
از منظر اجتماعی و اقتصادی نیز حضور نام «عمدهالتجار ملا عبدالرحمان تاجر» در این سند قابل توجه است. وی نه صرفاً به عنوان یک بازرگان، بلکه به عنوان فردی که میتوانست اداره امور یک ناحیه را بر عهده بگیرد، در متن سند ظاهر میشود. این امر نشاندهنده جایگاه و نفوذ اقتصادی و اجتماعی برخی از تجار در ساختار جامعه آن روزگار است.
این نامه را میتوان سندی مهم برای شناخت روابط میان حکومت مرکزی قاجار، صدراعظم، حکومت محلی لارستان و شبکه تجاری اوز دانست. سند از یک سو اهمیت اقتصادی تجار اوزی و گستردگی ارتباطات آنان با مراکز تجاری منطقه و خارج از ایران را نشان میدهد و از سوی دیگر، پیچیدگی ساختار قدرت در عصر ناصرالدینشاه را آشکار میسازد؛ ساختاری که در آن منافع تجار، قدرت حکام محلی، نفوذ رجال دربار و نظام تیول در تعامل و گاه در تعارض با یکدیگر قرار داشتند.
از این منظر، سند حاضر تنها یک مکاتبه اداری نیست، بلکه روایتی مستند از جایگاه اوز در مناسبات اقتصادی و سیاسی لارستان در عصر قاجار به شمار میرود و میتواند در کنار اسناد موجود در کتاب تاریخ دلگشای اوز، منبعی ارزشمند برای پژوهش درباره تاریخ اوز، لارستان و شبکه تجارت جنوب ایران در دوره ناصرالدینشاه باشد.
مشخصات سند:
فرستنده: صدراعظم
گیرنده: فتحعلیخان، حاکم لارستان و بیگلربیگی
موضوع: واگذاری قریه اوز به تیول صدراعظم و سپردن اداره آن به عمدهالتجار ملا عبدالرحمان تاجر
مکان: اوز، لارستان
تاریخ: ۱۶ شعبان، مطابق تاریخ مندرج در اصل سند
دوره تاریخی: عصر ناصرالدینشاه قاجار
متن سند:
از طهران به لار……..به توسط شیراز
مقرب الخاقان فتحعلی خان حاکم لار سبعه و بیگلر بیگی چون تجار اوزی اغلب در بنادر و جده و بمبئی و غیره که جزو ادارات اختصاصی من است سکونت دارند و مشغول تجارت و کاسبی هستند و مکرر در مقام استدعای تیول بودن قریه مزبوره را نمودند من به ملاحظه آنکه یک نقطه از خاک متعلق به شما جزو ادارات شخصی من شود و اسباب اختصاص شما به من باشد قریه اوز را تیول کردم که فی الحقیقه به جهت شما هم یک نوع افتخاری باشد البته شما هم محض مراقبت شئونات شخصی خودتان و آسودگی تجار و رضایت خاطر من آنجا را به تیول من مقرر دانسته به تصرف عمده التجار ملا عبدالرحمان تاجر بسپارید و کمال تقویت و همراهی را با مشارالیه وانتظام امورات متعلق به او به عمل آورید که موجب کمال رضایت خاطر من خواهد شد.
صدراعظم ۱۶ شعبان المعظم

