یاد ایامی که مادر داشتیم افسری زیبنده بر سر داشتیم زندگی با او مرا افسانه بود روشنی بخش دلم در خانه بود مرغ ما از آشیانه پر کشید لانه ما را رها کرد و پرید
به سالهای دور، زمانی که در اوز کار و درآمد آنچنانی برای پدرهایمان وجود نداشت بر می گردم. پدر و پدر بزرگم نیز مانند خیلی از مردان زحمت کش اوزی، برای کسب و کار بهتر و درآمد بیشتر به هندوستان و کشورهای عربی همچون امارات، کویت، قطر و … سفر می کردند.
ما زندگی سختی داشتیم و به دور از عزیزانمان زمانی که پدران ما مدت زمان طولانی در جاده های ناهموار بودند و عدم وسیله نقلیه خوب و هواپیما در منطقه خودمان، باعث دغدغه ما بود تا آنان به بندرعباس و سپس به دبی و یا سایر کشورها برسند. تلفن هم نبود که از حال شان و رسیدن شان به مقصد با خبر شویم .
آن زمان ما با خانواده پدر و پدربزرگم (با گپه) در کنار هم زندگی می کردیم. ننه بای من ( مادرِ پدرم ) زنی بسیار مهربان بود. مادرم و ننه بای من، بعد از انجام کارهای خانه، با سفارش مادرانی که دختران دم بخت داشتند مشغول دوخت و دوز لباس محلی و رخت گشاد اوز می شدند. پارچه های اطلس و زری، وایل و نوار های رنگارنگ و زیبا را پدر و پدر بزرگم زمانی که به کشور هند سفر می کردند با خود به اوز می آوردند. چون در آن زمان لباس سفید برای عروس در اوز نداشتیم، بنابر این لباس زیبای محلی در رنگهای مختلف توسط زنان هنرمند و زحمتکش اوز دوخته می شد. مادرم زنی مهربان، زحمت کش، با محبت، اجتماعی و مردم دوست بود. بعد ها متوجه شدم که علاوه بر اینکه برای خودش کار و در آمدی دارد عده زیادی از زنان و دختران اوز را نیز به کار گرفته تا آنها نیز درآمدی برای گذران زندگی شان داشته باشند. مثلاً خوس بافی، رنگ زدن پارچه ظریف بَلَه، بافت بند داخل ننتای گشاد ( بند دُم )، خوس زدن بَلَه و …من زمانی که متوجه شدم مادرم باعث در آمد زایی عده ای از زنان و دختران اوز شده بسیار خوشحال شدم و به وجودش افتخار کردم.
اینک در کنار پدرم نشسته ام. او نیز مانند من دلتنگ مادر است، مادر مهربانی که بسیار برایمان ارزشمند بود، خدا رحمتش کند.
خدا رحمتش کنه بهشت جایگاهش ،الهی نور به قبرش بباره ،نازنین زنی بود ،مردم دوست ،با شخصیت ،عاقل ،با تقوا ،و خیرخواه مردم ،
الهی با نیکان محشور و یاد و خاطراتش تا ابد جاودان .
پدرم میگفت در گذشته در اوز، در عروسی ها محمد امین عبدالله پدر ابراهیم احمد پور را انبار دار عروسی میکردند وی به خوبی و رایگان این کار را انجام می داد و نمی گذاشت حتی یک...
در مطلب: به یاد نیکوکار مدرسهساز، زندهیاد حاج ابراهیم محمدامین احمدپور
باسلام خدمت شماها بزرگواران درخبری دیدم که شهردار اوز شهردار نمونه شناخته شده خواستم بدونم چکاری برای اوز انجام داده نه کوچهای اسفالت شده داریم نه معابری با روشنایی نه چ...
در مطلب: پارک نوروز اوز، از یک ظرفیت شهری تا قربانی بیتفاوتی یا ضعف مدیریت؟
متاسفانه یکی از بی توجهی هایکه در اوز در حال رونق گرفتن است و شاید بشود گفت رونق گرفته است صحبت کردن والدین با فرزندان خود به زبان فارسی اداریست که به مرور زمان زبان مادر...
محمد فاروق رکنی در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
مگه امارات هم گذشته داره ؟؟؟ 🤣🤣🤣...
Haj در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
با تقدیر و تشکر از دوست عزیز گراشی خانم بازرگانی، نویسنده گرامی مطلب هم اعلام نکرده اند که این گره گر ساخت اوز و با جای دیگری است. درست است که سفالگران گراشی در ساخت ظروف...
موزه مردم شناسی شهرستان اوز در مطلب: گِرَهگِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
هیچ ظرف سفالی در اوز ساخته نمیشده است، بیشترش ساخت گراش بوده، حتی در تمام بنادر خلیج فارس، چه ایران و چه عربها، به خمره، گراشی میگفته اند....
در مطلب: گِرَهگِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
خیلی ممنون محمد اقا. پروژه موزه هم از این جریانات حاکم بر جامعه مستثنا نبوده و نیست، بازم تشکر از پاسخ شما...
نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
خانم راوند پروژه های دولتی ونیمه دولتی برای پروژه ها در ابتدای هرسال بودجه تعیین میگردد ولی ساختمان موزه یک پروژه کاملا شخصی ساز بوده و به نظرم قبل از جنگ واین تورم افسار...
محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
با سلام و احترام از پاسخگویی و توضیحات شما سپاسگزارم. فرمایش شما درباره ساختمان موزه قابل تأمل است و طبیعتاً این پروژه نیز از تأثیر شرایط اقتصادی و افزایش چندبرابری هزینه...
نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
خانم راوند کنار اداره ارشادساختمان نیمه کاره موزه را ندیدین ؟؟🤔🤔🤔...
محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
به راستی که مرحومه لطیفه امین زاده بانویی بی نهایت متواضع مهربان ومردم دوست بود وبواسطه همین خصلتهای نیکش بانویی سرشناس وتاثیر گذار بود. روحش شاد.
خدا رحمتش کنه بهشت جایگاهش ،الهی نور به قبرش بباره ،نازنین زنی بود ،مردم دوست ،با شخصیت ،عاقل ،با تقوا ،و خیرخواه مردم ،
الهی با نیکان محشور و یاد و خاطراتش تا ابد جاودان .
روحش شاد یادش گرامی جنت فردوس نصیبش ببه ما هم افتخار میکنیم به همچون زنی زحمت کش وپر تلاش ومردم دوست اوز همشری عزیز
روحش شاد یادش گرامی باد بهشت وجنت جایگاه ابدیش باشه عزیزم مادرت واقعا زنی زحمتکش و مهربان و دوست داشتنی بود خاطراتش تا ابد جاودان باد،?????
خدا رحمتش کنه
فیشور زمان قدیم یه ملا فاطمه داشت که با کمک ملا عبدالعزیز حقیقت مکتب خانه داشتند و هردوتاش فوت کردند میشه درباره ملا فاطمه مطلب بگذارید.متشکرم