محمد رفیع راوند
پارک نوروز اوز؛ روزگاری یکی از فضاهای شاخص شهر و میزبان جشنوارهها، برنامههای فرهنگی و اجتماعی، نمایشگاه توانمندیهای مردم و محل گردهمایی شهروندان بود؛ اما امروز باید پرسید: چه بر سر این ظرفیت شهری آمده است؟ پارکی که با تلاش، هزینه و نوآوری شکل گرفت و میتوانست به یکی از پایگاههای مهم فرهنگی، اجتماعی و گردشگری اوز تبدیل شود، امروز عملاً از کارکرد اصلی خود فاصله گرفته است.
نه خبری از جشنوارههای گذشته است، نه مراسم و برنامههای فرهنگی و اجتماعی و نه آن پویایی که از یک پارک شهری انتظار میرود. آنچه امروز بیشتر دیده میشود، محیطی برای پیادهروی است؛ نه پارکی پویا با ظرفیتهای تفریحی، فرهنگی و اجتماعی. چرا پارکی که با این همه زحمت ایجاد شده، به این مرحله رسیده؟ چرا از طرحها و ایدههای ارائهشده حمایت نشده و چرا اجازه دادیم چنین ظرفیتی بهتدریج از چرخه فعالیتهای شهری خارج شود؟
حتی قبلا پروژهای برای این مجموعه ارائه شد، اما به نتیجه نرسید. حالا مردم حق دارند بدانند سرنوشت آن طرح چه شد و چرا حمایت لازم از آن صورت نگرفت؟البته کمبود بودجه و اولویتبندی پروژههای شهری میتواند بخشی از مسئله باشد، اما ضعف در برنامهریزی، نگهداری، مشارکت و مطالبهگری نیز نباید نادیده گرفته شود. صد حیف و هزاران حیف که چنین ظرفیتی کمرمق شده است؛ ظرفیتی که میتوانست محل برگزاری جشنوارههای بومی، بازارچههای فرهنگی، نمایشگاه صنایعدستی، برنامههای خانواده و کودک و رویدادهای فرهنگی و گردشگری باشد.
اکنون مطالبه روشن است: شهرداری و شورای اسلامی شهر اوز باید درباره وضعیت امروز پارک نوروز و آینده آن پاسخ شفاف بدهند. چه برنامهای برای احیای پارک وجود دارد؟ سرنوشت طرحها و پروژههای ارائهشده چه شد؟ چرا جشنوارهها و رویدادهای شهری در این مجموعه متوقف شدهاند؟ و آیا قرار است پارک نوروز همچنان فقط یک مسیر پیادهروی باشد؟
این پرسشها مطالبه شخصی نیست؛ مطالبه عمومی برای حفظ و احیای یک سرمایه شهری است. پارک نوروز نباید به خاطرهای از جشنوارههای گذشته تبدیل شود. هنوز دیر نشده است؛ اما اگر امروز برای احیای آن تصمیم نگیریم، فردا شاید چیزی برای احیا باقی نمانده باشد. پارک نوروز باید دوباره «پارک» شود؛ نه اینکه قربانی بیتفاوتی یا ضعف مدیریت باشد.





