امیررضا رضایی
بیستونه سال از زندگی ۶۵ساله اش را صرف ثبت واژهها، باورها و خاطرات، به گویش اوزی کرد؛ کاری که در سال ۱۴۰۰، کتاب «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» را به یکی از کتابهای شایسته تقدیر سال استان فارس تبدیل کرد.
اما امروز عبدالله جانفدا، نویسندهٔ این اثر و عضو انجمن حفظ میراث و آثار فرهنگی شهرستان اوز، بیش از آنکه از افتخارهای دیروز بگوید، از زخمهای امروز میگوید: تخریب آرام و پیدرپی آثار قدیمی و فرهنگیِ اوز، از قنات ها گرفته تا کاروانسراها، بهبهانهٔ توسعه، به بهانه نبودن بودجه و البته در سایهٔ بیتوجهی مسئولان مربوطه و در کنارش، بی تفاوتی مردمی که در آینده نزدیک و به تکرار گذشته از بی تفاوتی ها، به آه و اندوهی همچون پس از تخریب بازار و قلعه اوز خواهند رسید، که دیگر دیر شده باشد.
این گفتگوی شفاف و بی پرده، رسالتی است از تریبون یک خبرنگار اوز در رساندن صدای بی پرده مردم این دیار.
۱- چه انگیزه ای یا عواملی باعث شد که شما وارد حوزه حفاظت از میراث فرهنگی، قناتها و بناهای تاریخی به عنوان یک عضو انجمن مردم نهاد شوید؟ نحوه تشکیل و نام اعضا به طور خلاصه بیان کنید.
آگاهی و دریافت از ارزش مانده های (میراث) تاریخی. هموند انجمن سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی شدم و در نشست های انجمن که سرپرست بخشداری، رئیس نشست و مدیر آن سرورم احمد خضری و سرپرست سازمان میراث، مهربانو علویه و با حضور سرپرست کلانتری برپا می شد. شرکت داشتم و عضو گشتم.
۲- نخستین صحنه یا اتفاقی که شما را نسبت به وضعیت میراث منطقه نگران کرد چه بود؟
سست جنبیدن برخی افراد برای به ثبت رساندن مانده های نیاکانی، اهمیت ندادن برخی ارگان ها و سازمان های دولتی به مانده های نیاکانی. درگیر شدن با کسانی که از ویران کردن مانده ها سود می بردند.
۳- بازار قدیمی قیصریه اوز و قلعه چرا خراب شد؟ آیا توان بازسازی در آن وجود نداشت؟
در روزگاری که بازار باستانی ویران کردند من کوچک بودم. بازار را به بهانه بزرگ کردن مسجد جامع ویران کردند. توان بازسازی داشتیم، آگاهی نداشتیم. کسانی هم در این راه سود می بردند.
۴-چه ارگان دولتی و یا اشخاص بانفوذی به عنوان معتمد محلی، در این تخریب نقش داشتند؟
به هرحال هر اقدام محلی، با افرادی محلی که در پوشش و عنوان معتمدند، ارتباط مستقیمی دارد.
۵- در چه سالی این اتفاق افتاد؟
باز هم درست به یاد نمی آورم. شاید سالهای ۱۳۵۰ بوده است.
۶- فعالیت مردمی در این حوزه برای شما یک علاقه است یا یک مسئولیت اجتماعی؟
دلبستگی به مانده های نیاکانی و مسئولیت اجتماعی در مرز توان.
۷- امروز مهمترین میراث در معرض خطر منطقه چیست و چرا؟ قنات های زیرزمین یا ابنیه های روی زمین؟
مانده های دستخوش ویرانی، مانده هایی هستند که برای کسانی سودی داشته باشد. چیزهایی مانند ابزارهایی از گذشته و یا ویران کردن بناها و بافتهای باستانی و دگرگون کردن آنها به زمین و فروش آنها. همچنین ویران کردن کاریز و خاک انداز کاریزهای باستانی.
۸- کدام قناتها، آبانبارها، خانهها، مسجدها یا بناهای تاریخی بیش از همه نیازمند رسیدگی فوریاند؟
کاریز باستانی اسفندیاری (انوه)، کاروانسرای لرد میران و بازسازی دهن شیر برکه فریدی که به باغچه ای دگرگون کرده اند و کاروانسرای سیفا.
۹- وضعیت این آثار نسبت به پنج یا ده سال پیش بهتر شده یا بدتر؟
هر چند پیش می رویم به دلیل نبودن بودجه برای بازسازی و دست اندازی کسان ناآگاه و یا سودجو، شرایط بدتر و ناگوارتر می شود.
۱۰- آیا فهرست دقیق و قابلدسترسی از آثار تاریخی و قناتهای منطقه وجود دارد؟
بنگرید به کتاب «فرهنگ بزرگ گویش اوزی» نویسنده عبدالله جانفدا (سیاوش) رویه ۳۳ تا ۴۰.
۱۱-بزرگترین تهدید برای قناتها از نظر شما کدام مورد است؟ خشکسالی، چاههای غیرمجاز، ساختوساز، زمین خواران، بیتوجهی یا نبود مدیریت واحد؟
همه اینها، ولی به نظر من زمین خواران و بی توجهی و نبود مدیریت نقش پر رنگ تری بازی می کنند.
۱۲- آیا برخی تخریبها آرام و تدریجی رخ میدهند، بهگونهای که وقتی مردم متوجه میشوند دیگر کار از کار گذشته است؟
بله، دقیقا اینگونه است.
۱۳- مسئول مستقیم حفاظت از قناتها و بناهای تاریخی منطقه دقیقاً کدام نهاد است؟
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی.
۱۴-به نظر شما مشکل اصلی کمبود بودجه است یا کمبود اراده و پیگیری؟
کمبود بودجه یکی از سختی ها و دشواری های روزگار ماست، ولی دشواری پایه ای و بنیادی که دارد به فرهنگ و ادب و مانده های نیاکانی ما آسیب می رساند، نبود آگاهی است.
۱۵- نقش زمین خواران در حریم های میراث فرهنگی تا چه حد در این شهر و شهرستان، اثرگزاری منفی داشته است؟
درصد بالایی و درآیش گذاری به خود اختصاص داده است، به گونه ای که شوند ناامیدی دوستداران مانده های نیاکانی را فراهم کرده است. زمین خواران با به دست آوردن سرمایه های میلیاردی توان مالی بالایی به خود اختصاص می دهند، ولی دوست داران مانده های نیاکانی با دست خالی و هزاران دشواری روزگار دست و پنجه نرم می کنند.
۱۶-تهدیدی به نسبت پیگیری شما تاکنون بوده یا خیر؟
بله، زمانی که در برابر سو استفاده آنها ایستاده ای، پس شوند تا خوشنودی آنها را فراهم کرده ای، بی گمان آنها هم در برابر دوست داران مانده های نیاکانی خواهند ایستاد و شاید به هر کار ناشایسته ای دست بزنند.
۱۷- چه وعدههایی درباره میراث فرهنگی داده شد، که هنوز عملی نشده است؟
نگاهداری و پاسداری از مانده های فرهنگی یک خویشکاری (وظیفه) است، و آیین و دستور و فرمانی دارد که در نگاه من در این شهر با سستی و ناتوانی و درماندگی روبرو بوده ایم.
۱۸-آیا میان اداره میراث فرهنگی، شهرداری، شورا، اوقاف و مالکان خصوصی هماهنگی مؤثری وجود دارد؟
به هر روی نتیجه ی رضایت بخشی دریافت نکرده ایم. روی مانده هایی که حداقل مربوط به پیش از اسلام می باشد، خانه و فروشگاه و … ساخته می شود.
۱۹- آیا تا امروز از مسئولان پاسخ روشن و مستند گرفتهاید، یا بیشتر با وعدههای کلی روبهرو بودهاید؟
؟؟؟. ————-جواب تکراری
به هر روی، نتیجه ی رضایت بخشی دریافت نکرده ایم. روی مانده هایی که حداقل مربوط به پیش از اسلام می باشد، خانه و فروشگاه و … ساخته می شود.
۲۰- آیا هنوز امکان احیا یا لایروبی برخی قناتهای منطقه وجود دارد؟
می توان لایروبی کرد، ولی به دلیل زدن چاه های ژرف بسیار، در گستره اوز و پایین رفتن آب سطح زیر زمینی، کاریزها از آبدهی افتاده اند. البته می توان از آب کمی هم که جریان دارد بهره برد.
۲۱- دانش بومیِ مقنیها و افراد باتجربه در حال فراموشی است؛ برای ثبت و انتقال این دانش چه کردهایم؟
شوربختانه کاری انجام نشده است.
۲۲- سهم تغییرات اقلیمی و مدیریت نادرست منابع آب در خشکشدن قناتها چقدر است؟
درصد قابل ملاحظه ای را به خودش اختصاص می دهد.
۲۳- آیا حفر چاههای عمیق و برداشت بیرویه آب، به قناتها آسیب زده است؟ مستندات یا نمونهای دارید؟
آری، در اوز با زدن چاه ژرف در باختر کاریز عنوه، این کاریز را از آبدهی انداختند.
۲۴- قناتها چگونه میتوانند به آموزش محیطزیست و فرهنگ مصرف درست آب برای نوجوانان تبدیل شوند؟
آبرسانی در صنعت کاریز بدون هیچگونه آسیبی به زیستگاه انجام می شود، نه نیازی به دستگاهی و نه مصرف سوخت دارد، ارزش کاریز با توجه به این موردهاست.
۲۵- کدام بنای تاریخی را اگر امروز نجات ندهیم، فردا دیگر قابل جبران نخواهد بود؟
هر بنای تاریخی نشانگر پاره ای از زمان است، و چون ویران شود، همانند و همتایی ندارد.
۲۶- آیا تخریب یک خانه یا بنای قدیمی فقط تخریب چند دیوار است، یا حذف بخشی از حافظه جمعی مردم؟
زدوده شدن یا به گونه ای فراموش شدن پاره ای از تاریخ آن گستره می باشد.
۲۷- چرا برخی مالکان بناهای تاریخی به جای مرمت، به تخریب یا رهاکردن بنا تمایل پیدا میکنند؟
چون این بناها به دلیل کهنه شدن یا بهره برداری نادرست، از سوددهی می افتند، دارنده این بناها هم به سود کوتاه مدت خود می نگرند، تصمیم بر فروش گرفته می شود، و با فروش این مانده ها انگیزه های ویران نمودن مانده های باستانی فراهم می شود.
۲۸- برای اینکه حفظ بناهای تاریخی با حقوق مالکان خصوصی تعارض پیدا نکند، چه راهحلی دارید؟
آگاه نمودن دارنده این بناها، به گونه ای که پی به ارج و ارزش این بناها ببرند و به گونه ای از سود خود بگذرند. دومین راه آگاه نمودن کسان دارا و هزینه کردن در این راه است. سومین راه وارد شدن ارگان های دولتی و هزینه کردن دولت برای بازسازی و نگهداری مانده های باستانی و رونق صنعت گردشگری.
۲۹- آیا کاربری تازه، مانند موزه محلی، خانه فرهنگ، اقامتگاه بومی یا کتابخانه، میتواند به نجات بناها کمک کند؟
بله می تواند، موزه مردم شناسی اوز و هتل نریمان نمونه ای از کاربری های تازه در حفظ و احیای بناهای تاریخی است.
۳۰- مردم عادی در عمل چگونه میتوانند حافظ میراث منطقه باشند؟
با آگاهی از ارج و ارزش مانده های نیاکانی و صنعت گردشگری که در هر کشوری روی آن کار و هزینه شود می تواند اقتصاد آنجا را دگرگون کند. مردم آگاه می توانند با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی همکاری و زمینه پیشرفت و آبادانی کشور را فراهم کنند.
۳۱- آیا منافع اقتصادیِ برخی افراد یا نهادها بر حفاظت از میراث غلبه کرده است؟
من نمی توانم داوری و پاسخ درستی برای این پرسش داشته باشم، ولی نگران و اندوهگین آنم که چگونه می شود هم میهنی با یک گواهی و مهر امضا شوند ویرانی مانده هایی که پیشینگی آن به دوهزار سال می رسد فراهم کند.
۳۲- آیا ترس از حاشیه، باعث سکوت برخی مسئولان یا حتی فعالان شده است یا فسادی که مسئول را نیز آلوده کرده؟
تقریبا همه موارد می تواند دخیل باشد.
۳۳- آیا ثبتملی شدن یک اثر واقعاً تضمین حفاظت از آن است، یا گاهی فقط یک عنوان روی کاغذ میماند؟
ثبت ملی، ناکارا (بی اثر) نیست. راهی برای نگهداری مانده های باستانی است.
۳۴- سختترین حقیقتی که مردم باید درباره وضعیت میراث منطقه بدانند چیست؟
مانده های نیاکانی هر روز که می گذرد فرسوده تر می شوند. آسیب های گوهری و سرشتی (طبیعی) از یک سو و مردم ناآگاه از سوی دیگر شوند آسیب را فراهم می کنند و با روند فعلی مدیریتی و آسیب زدن ها و رهاشدن ها، تا حداکثر ۵ سال دیگر، بخش قابل توجهی از میراث ما، به ویرانی می رود.
۳۵- به چه اندازه وعده ها برای حفظ آثار، عملی شده است؟
در گستره محل زندگی ما نه نویدی داده شده و نه کاری آنچنانی انجام شده است.
۳۶-چه راهکاری برای حفظ قنات های فعلی و در آستانه تخریب و نیز بناهای تاریخی موجود، پیشنهاد می دهید؟
کاریزهای سنگی عنوه و آباد کردن پیرامون آن (درخت کاری و پارک جنگلی و پارک عمومی) می تواند الگوی بسیار خوبی برای گستره اوز باشد. همچنین بازسازی آتشکده محلچه و آتشکده آذرفرنبغ کاریان.
۳۷- از مردم، جوانان و مسئولان هر کدام چه درخواستی دارید؟
بله دوست دارم مردم شهرم نسبت به این صنعت پر درآمد و برجسته بی تفاوت نباشند. در نگهداری و بازسازی مانده های نیاکانی کوشا باشند. با سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی در ارتباط باشند و از مسئولین بخواهند و با آنها همکاری کنند و از مسئولین می خواهم که برای نگهداری و بازسازی مانده ها از هیچ کوششی فروگذاری نکنند. توریستی که از قاره آمریکا و کانادا و اروپا و سراسر جهان بلند می شود و می خواهد جهان دیگری را تماشا کند نمی آید که ساختمان های مدرن گستره اوز را ببیند، آنها می آیند تا ساختمانی از صدها و هزاران سال پیش ببیند که سقف آنها از تنه درخت خرما و … درست کرده اند، آن بناها نشان دهنده فرهنگ و هنر و ادب ماست. گچ بری های روزگار پیشین ما را ببینند. این بناها سرمایه های روزگار ما برای آیندگانمان هستند. از آنها نگهداری کنیم. هر بنای تاریخی نشانگر پاره ای از زمان است، و چون ویران شود، همانند و همتایی ندارد.
