جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵
 |  2/ اکتبر/ 2026 - 12:18
  |   نظرات: بدون نظر
26 views

یادی از بانوی مؤمن و نیکوکار شهر اوز، زنده‌یاد حاجیه مریم محمد خضری

 

شایان ضیائی

در نهم فروردین ۱۴۰۵ زمانی که کشور عزیزمان همچنان درگیر جنگ تحمیلی بود، خبری ناگوار دل و جانِ ما و همشهریان را آزرده کرد و شهر اوز، یکی از خیّران مؤمن خود را از دست داد.
زنده‌یاد حاجیه مریم خضری، فرزند محمد حاج محمود آخوند، از تاجران قدیمی اوز بود. او در دهم مهرماه سال ۱۳۰۸ در اوز و در خانواده‌ای نام‌آور و دین‌دار به دنیا آمد. دوران کودکی را در اوز گذراند و در سایه‌ی خانواده رشد کرد. با اینکه او هرگز به مدرسه نرفته بود، اما سواد قرآنی وی زبان‌زد بود و این موضوع به اهمیت دین و دین‌داری در میان طایفه‌ی وی، یعنی طایفه‌ی آخوند برمی‌گشت. حاجیه مریم خضری در ایام جوانی با زنده‌یاد حاج ابراهیم محمد امین احمدپور، تاجر ساکن قطر و خیّر مدرسه‌ساز ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، سه دختر و سه پسر بود. حاجیه مریم خضری در بین خانواده و آشنایان به عنوان فردی مؤمن، نیکوکار و مهربان شناخته می‌شد.

او به سبب آموخته‌هایش از قرآن، نود سال عبادت پیشه کرد‌ و چنان با پروردگار انس گرفته بود که شبانه‌روز ذکر و یادِ خدا بر زبانش جاری بود.
حاجیه مریم همیشه در عبادت‌هایش، برای همگان دعا می‌کرد و سلامتی و تندرستی همه را خواستار بود. ایمان قلبی او به نماز و قرآن به گونه‌ای بود که بعضاُ هفته‌ای دو بار قرآن را ختم می‌کرد. او حتی چهار مرتبه سعادت زیارت خانه‌ی خدا و یک بار سعادت زیارت حرم امام رضا (ع) را به دست آورد؛ اتفاقی که بعضاً به ندرت رخ می‌دهد.

حاجیه مریم محمد خضری همچنین به سبب همنشینی با بزرگان آن دوره، اطلاعات زیادی درباره‌ی گیاهانِ دارویی داشت. از این رو، اهلِ محل و آشنایان، برای درمان بیماری‌هایشان به او مراجعه می‌کردند. به عبارتی می‌توان گفت که ایشان به‌نوعی یکی از پزشکان شهر بود که از طریق گیاهانِ دارویی و محلی به درمان مردم می‌پرداخت. او همواره به فکر نیازمندان بود و همیشه صدقه و زکات می‌پرداخت و خیر و خیرات می‌کرد. یک مورد از اعمال خیرخواهانه‌ی ایشان، خیرات بزرگ در ماه مبارک رمضان بود. وی بعضاً در امر مولودخوانی هم فعال بود، به طوری که چند بار با دادن هزینه‌، مولودخوانی را در برخی مساجد بزرگ سطح شهر به راه انداخت. همچنین اگر دست نیازمندی به سوی او دراز می‌‌شد، او را ناامید نمی‌کرد. با این حال اما بیشترِ اعمال خیرخواهانه‌ی او، به خواست خودش ناشناخته باقی ماند؛ اما هرچه بود، او همیشه محبت خود را نثار همگان می‌کرد.
مهربانیِ حاجیه مریم در خانواده نیز زبانزد بود. او زحمات زیادی برای خانواده کشید و در اوضاع سختِ روزگار و زندگی، هیچ وقت خانواده‌ را رها نکرد و تنها نگذاشت؛ موضوعی که حتی پدر‌بزرگم، حاج ابراهیم احمدپور هم به آن معترف بود.
پدربزرگم حاج ابراهیم در هنگام ساخت دبیرستانِ احمدپور در سال ۱۳۶۸ ، به سبب زحمات همسرش در طول زندگی مشترک، سالن اجتماعاتی به نام او بنا کرد که اکنون به نام “سالن اجتماعات حاجیه مریم محمد خضری” شناخته می‌شود. مادربزرگم پس از مرگ همسرش در سال ۱۳۸۰، هرگز این مدرسه را رها نکرد و در طول دهه‌های اخیر، کمک‌های کوچک و بزرگ بسیاری به مدرسه کرد که آخرین مورد آن، خرید حدود ۱۵۰ صندلی مخصوص امتحانات، برای سالن اجتماعات مدرسه در اواخر سال ۱۴۰۳ بود. او همچنین در سال ۱۳۸۷، یک آب‌انبار در بَرِزگو، به نام خود و همسرش بنا کرد که یکی از بزرگ‌ترین آب‌انبارهای آن منطقه به شمار می‌آید. حاجیه مریم محمد خضری، نمونه‌ای بارز از خیّران مؤمن و بخشنده‌ای بود که هیچ علاقه‌ای به شهرت نداشت. او می‌خواست در سکوت و گمنامی، نیکوکاری پیشه کند و به هم‌نوعانِ خود یاری برساند. وی که سه سالِ آخرِ زندگی‌اش را در قطر گذراند، پس از نود سال عبادت و نیکوکاری، سرانجام در سحرگاهِ نهم فروردین سال ۱۴۰۵، در قطر دارِ فانی را وداع گفت.

 

صبحگاهِ نهمین روزِ بهاران
گشت تلخ در قلب و جانِ یاران
چو خبر رسید از بلادِ تازیان
که مریم محبوبِ خدا، پر کشید سحرگاهان

 

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین نظرات
  • پدرم می‌گفت در گذشته در اوز، در عروسی ها محمد امین عبدالله پدر ابراهیم احمد پور را انبار دار عروسی میکردند وی به خوبی و رایگان این کار را انجام می داد و نمی گذاشت حتی یک...
    در مطلب: به یاد نیکوکار مدرسه‌ساز، زنده‌یاد حاج ابراهیم محمدامین احمدپور
  • باسلام خدمت شماها بزرگواران درخبری دیدم که شهردار اوز شهردار نمونه شناخته شده خواستم بدونم چکاری برای اوز انجام داده نه کوچه‌ای اسفالت شده داریم نه معابری با روشنایی نه چ...
    در مطلب: پارک نوروز اوز، از یک ظرفیت شهری تا قربانی بی‌تفاوتی یا ضعف مدیریت؟
  • متاسفانه یکی از بی توجهی هایکه در اوز در حال رونق گرفتن است و شاید بشود گفت رونق گرفته است صحبت کردن والدین با فرزندان خود به زبان فارسی اداریست که به مرور زمان زبان مادر...
    محمد فاروق رکنی در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • مگه امارات هم گذشته داره ؟؟؟ 🤣🤣🤣...
    Haj در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • با تقدیر و تشکر از دوست عزیز گراشی خانم بازرگانی، نویسنده گرامی مطلب هم اعلام نکرده اند که این گره گر ساخت اوز و با جای دیگری است. درست است که سفالگران گراشی در ساخت ظروف...
    موزه مردم شناسی شهرستان اوز در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • هیچ ظرف سفالی در اوز ساخته نمی‌شده است، بیشترش ساخت گراش بوده، حتی در تمام بنادر خلیج فارس، چه ایران و چه عربها، به خمره، گراشی می‌گفته اند....
    در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • خیلی ممنون محمد اقا. پروژه موزه هم از این جریانات حاکم بر جامعه مستثنا نبوده و نیست، بازم تشکر از پاسخ شما...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند پروژه های دولتی ونیمه دولتی برای پروژه ها در ابتدای هرسال بودجه تعیین میگردد ولی ساختمان موزه یک پروژه کاملا شخصی ساز بوده و به نظرم قبل از جنگ واین تورم افسار...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • با سلام و احترام از پاسخگویی و توضیحات شما سپاسگزارم. فرمایش شما درباره ساختمان موزه قابل تأمل است و طبیعتاً این پروژه نیز از تأثیر شرایط اقتصادی و افزایش چندبرابری هزینه...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند کنار اداره ارشادساختمان نیمه کاره موزه را ندیدین ؟؟🤔🤔🤔...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟