جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵
 |  2/ اکتبر/ 2026 - 10:17
  |   نظرات: بدون نظر
29 views

قصه‌ای از روزهای ساده و دل‌های بزرگ مردم اوز

 

محمد رضا نامدار

دهه شصت در اوز را که به یاد می‌آورم، انگار بوی آبِ پاشی صبح گاهی ، صدای جارو و خنده بچه‌ها دوباره در کوچه‌های خاکی شهر می‌پیچد‌. صبح هنوز آفتاب کاملاً سر نزده بود که مادرها با صدای اذان صبح از خواب بیدار می‌شدند. نماز صبح را که می‌خواندند، درِ خانه باز می‌شد و جارو و آب به دست، کوچه خاکی جلوی خانه را تمیز می‌کردند. درِ خانه‌ها تا ظهر بسته نمی‌شد و همسایه‌ها یکی‌یکی به دیدن هم می‌رفتند، احوال هم را می‌پرسیدند و گاهی یک استکان چای، بهانه‌ای می‌شد برای ساعتی هم‌صحبتی. اگر یک روز همسایه‌ای را نمی‌دیدیم، سراغش را می‌گرفتند. نبودن یک نفر در جمع، برای دیگران بی‌تفاوت نبود؛ نگرانی از حال هم، بخشی از زندگی روزمره‌مان بود.

جمعه‌ها اما حال و هوای دیگری داشت. خانواده‌هایی که ماشین داشتند، از یکی دو روز قبل خبر می‌دادند: «جمعه آماده باشید، می‌خواهیم برویم بیابونه، سَیزِنه» و ما بچه‌ها از همان لحظه، دیگر صبر و قرار نداشتیم. صبح زود، وانت آماده می‌شد و بچه‌ها پشت وانت، کنار هم می‌نشستند؛ با شور و هیجان آواز می‌خواندیم، شوخی می‌کردیم و مسیر رسیدن به مقصد خودش بخشی از گردش بود‌.مقصدبرزگو، دشتِ، چدرو، زلاوز و کفه صحرا‌، مِربط و…. که ازقبل هماهنگ می شد. چه لذتی داشت آن جمع‌های ساده؛ کنار اقوام، همسایه‌ها و دوستان، زیر سایه برکه و خون های کناربرکه و دل‌هایی که از بودن کنار هم خوش بودند.

آن روزها کسی به ماشین دیگری نگاه نمی‌کرد، کسی دارایی‌اش را به رخ نمی‌کشید و فخرفروشی جایی در میان مردم نداشت. آنکه داشت و آنکه نداشت، کنار هم می‌نشستند و می‌خندیدند. شاید امکاناتمان کمتر بود، اما دل‌هایمان به هم نزدیک‌تر بود.

امروز وقتی به آن روزها فکر می‌کنم، می‌بینم ما در آن سال‌ها چیزهایی داشتیم که با پول نمی‌شد خرید. همدلی، همسایگی، صفا، صمیمیت و دل‌هایی که برای هم می‌تپید. چه روزهایی بود دهه شصت اوز، ساده بودیم، اما خوشبختی را بلد بودیم.

یادش به خیر

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین نظرات
  • پدرم می‌گفت در گذشته در اوز، در عروسی ها محمد امین عبدالله پدر ابراهیم احمد پور را انبار دار عروسی میکردند وی به خوبی و رایگان این کار را انجام می داد و نمی گذاشت حتی یک...
    در مطلب: به یاد نیکوکار مدرسه‌ساز، زنده‌یاد حاج ابراهیم محمدامین احمدپور
  • باسلام خدمت شماها بزرگواران درخبری دیدم که شهردار اوز شهردار نمونه شناخته شده خواستم بدونم چکاری برای اوز انجام داده نه کوچه‌ای اسفالت شده داریم نه معابری با روشنایی نه چ...
    در مطلب: پارک نوروز اوز، از یک ظرفیت شهری تا قربانی بی‌تفاوتی یا ضعف مدیریت؟
  • متاسفانه یکی از بی توجهی هایکه در اوز در حال رونق گرفتن است و شاید بشود گفت رونق گرفته است صحبت کردن والدین با فرزندان خود به زبان فارسی اداریست که به مرور زمان زبان مادر...
    محمد فاروق رکنی در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • مگه امارات هم گذشته داره ؟؟؟ 🤣🤣🤣...
    Haj در مطلب: لزوم حفظ فرهنگ و آداب و رسوم در جوامع انسانی
  • با تقدیر و تشکر از دوست عزیز گراشی خانم بازرگانی، نویسنده گرامی مطلب هم اعلام نکرده اند که این گره گر ساخت اوز و با جای دیگری است. درست است که سفالگران گراشی در ساخت ظروف...
    موزه مردم شناسی شهرستان اوز در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • هیچ ظرف سفالی در اوز ساخته نمی‌شده است، بیشترش ساخت گراش بوده، حتی در تمام بنادر خلیج فارس، چه ایران و چه عربها، به خمره، گراشی می‌گفته اند....
    در مطلب: گِرَه‌گِر، خلاقیت مردم قدیم، در نگهداری از مواد غذایی
  • خیلی ممنون محمد اقا. پروژه موزه هم از این جریانات حاکم بر جامعه مستثنا نبوده و نیست، بازم تشکر از پاسخ شما...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند پروژه های دولتی ونیمه دولتی برای پروژه ها در ابتدای هرسال بودجه تعیین میگردد ولی ساختمان موزه یک پروژه کاملا شخصی ساز بوده و به نظرم قبل از جنگ واین تورم افسار...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • با سلام و احترام از پاسخگویی و توضیحات شما سپاسگزارم. فرمایش شما درباره ساختمان موزه قابل تأمل است و طبیعتاً این پروژه نیز از تأثیر شرایط اقتصادی و افزایش چندبرابری هزینه...
    نویسنده مطلب زینت راوند در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟
  • خانم راوند کنار اداره ارشادساختمان نیمه کاره موزه را ندیدین ؟؟🤔🤔🤔...
    محمد در مطلب: تکیلف پروژه هایی که چندین سال به فراموشی سپرده شده اند، چیست؟