احمد خضری
اخیراً مطلب وسندی ارزشمند درباره سواد زنان در گذشته اوز در «پایگاه خبری موزه مردمشناسی اوز» منتشر شد. مطالعه این مطلب، مرا به یاد این بیت زیبا از رهی معیری انداخت:
«جهانی را به هم آمیخت ایزد
همه در قالب زن ریخت ایزد»
زنان نیمی از پیکره جامعهاند؛ با این حال، حضور و نقش آنان در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، در بسیاری از روایتهای تاریخی، کمتر از واقعیت بازتاب یافته است. این کمرنگی را نباید ناشی از ناتوانی، فقدان استعداد یا نبود نبوغ در زنان دانست؛ بلکه بخش مهمی از آن، حاصل محرومیت تاریخی زنان از آموزش، ابزارهای تولید فرهنگی، مالکیت، آزادی بیان، حضور در مجامع اجتماعی و محدودیتهای ساختاری و فرهنگی بوده است.
قرنها حاکمیت تفکر مردسالارانه موجب شده است زنان در بسیاری از عرصههای اجتماعی به حاشیه رانده شوند. ازاینرو، روایتهای رسمی و رایج درباره زنان گذشته، در مواردی ناقص و متأثر از نگاه مردمحور است. چنانکه در مقالهای درباره شایستگی زنان در پستهای مدیریتی نیز تأکید کردهام، قرنها تسلط تفکر مردسالارانه، زنان را از عرصههای مختلف اجتماعی دور کرده است. (خضری، ۱۳۹۴). پژوهشهای جدید درباره تاریخ زنان نیز بر ضرورت بازخوانی منابع تاریخی با توجه به نقش و صدای زنان تأکید دارند. (تجویدی، ۱۴۰۴)
با وجود این محدودیتها، زنان اوز از گذشتههای دور برای فراگیری سواد و دانش تلاش کردهاند. آنان در مکتبخانههای فعال شهر و نیز نزد افراد باسواد محل به آموختن خواندن و نوشتن و فراگیری قرآن کریم میپرداختند. در اواخر دوره قاجار، «مکتبخانه ملا بلقیس سرافرازی»، از مراکز مهم آموزش زنان در اوز بود که بعدها، با استقرار نظام آموزشی جدید در دوره پهلوی، به کودکستان تبدیل شد.
این شواهد نشان میدهد که میل به آموزش در میان زنان اوز، پدیدهای جدید و صرفاً ناشی از تأسیس مدارس نوین نبوده است؛ بلکه ریشه در فرهنگ اجتماعی و خانوادگی مردم داشته است. خانوادهها در گذشته، سوادآموزی و فراگیری قرآن کریم را از راههای مهم «خداشناسی» و کسب ثواب میدانستند و همین نگرش، زمینه مساعدی برای گسترش سواد، از جمله در میان زنان، فراهم میکرد. (خضری، محمدنور، ۱۳۷۷، ص. ۸۰)
یکی دیگر از عوامل مؤثر در گسترش افق فکری خانوادههای اوزی، مهاجرت به خارج از کشور، بهویژه هندوستان بود. بر اساس گفتوگوی مرحوم «حاج شیخ محمد فقیهی» با مرحوم احمدنور خضری، در برخی موارد مهاجرت مردان اوزی به هندوستان با تشویق همسرانشان صورت میگرفت و حتی زنانی نیز همراه همسران خود راهی این سفرها میشدند؛ پدیدهای که با توجه به شرایط اجتماعی آن روزگار، قابل توجه و کمنظیر بود. (فقیهی، ۱۳۷۴)
مهاجرت، افزون بر آثار اقتصادی، پیامدهای فرهنگی و آموزشی نیز داشت. بسیاری از خانوادههای اوزی مهاجر در هندوستان، فرزندان خود را به مدارس و دانشگاهها میسپردند و در این مسیر، نقش مادران در تشویق فرزندان به تحصیل و ادامه آموزش قابل توجه بود. بنابراین، مهاجرت را نباید صرفاً یک حرکت اقتصادی برای تأمین معاش دانست؛ بلکه در مواردی، مهاجرت موجب انتقال تجربه، آشنایی با شیوههای جدید زندگی و تقویت نگرش خانوادهها نسبت به آموزش و دانش نیز شد.
در اواخر دوره قاجار نیز، زنان اوز در چارچوب امکانات و محدودیتهای زمان خود، برای کسب دانش تلاش میکردند. این واقعیت با توجه به شرایط عمومی زنان ایران در آن دوره اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که زنان در آن دوران با محدودیتهای جدی در دسترسی به آموزش و حضور اجتماعی روبهرو بودند. (تجویدی، ۱۴۰۴)
از سوی دیگر، اسناد و دستنوشتههای بهجامانده از زنان اوز، میتواند دریچه تازهای برای شناخت تاریخ اجتماعی آنان بگشاید. به گفته شریف بازرگانی، «مدیر موزه مردمشناسی اوز»، نامهها و اسناد متعددی با دستخط و انشای زنان در مجموعههای موجود دیده شده است که از سطح اندیشه، قدرت تصمیمگیری و توجه آنان به مسائل خانوادگی و اجتماعی حکایت دارد؛ هرچند به دلیل وجود مطالب خانوادگی در بخشی از این اسناد، امکان انتشار عمومی همه آنها فراهم نیست. (بازرگانی، گفتوگو با نگارنده، ۱۹ شهریور ۱۴۰۵)
وجود چنین اسنادی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تاریخ زنان تنها در نام و فعالیت زنان مشهور خلاصه نمیشود. نامهها، دستنوشتهها، شیوه آموزش فرزندان، تصمیمهای خانوادگی، مشارکت در مهاجرت و حتی توصیههای آنان درباره آینده فرزندان، بخشی از تاریخ اجتماعی زنان را تشکیل میدهد.
از این منظر، اگر در منابع تاریخی حضور زنان اوز را کمتر از مردان میبینیم، نباید این امر را به معنای کمرنگ بودن نقش واقعی آنان تلقی کنیم. بخشی از این ناپیدایی، ناشی از آن است که اسناد و روایتهای مربوط به زنان کمتر ثبت، حفظ و منتشر شده است. به بیان دیگر، نبودن نام زنان در بخشی از منابع، لزوماً به معنای نبودن آنان در متن تحولات اجتماعی نیست.
زنان اوز، با وجود محدودیتهای جنسیتی، فرهنگی و اجتماعی و حاکمیت تفکر مردسالارانه، توانستهاند با تکیه بر سواد، دانش، اراده و نقش مؤثر در خانواده، در تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود مشارکت کنند. ازاینرو، بازخوانی تاریخ اوز بدون توجه به نقش زنان، روایتی ناقص از گذشته این شهر خواهد بود.
امروز که اسناد و شواهد بیشتری از سواد، مکاتبات، آموزش و مشارکت اجتماعی زنان اوز در حال شناسایی است، ضروری است این میراث با روش علمی گردآوری، حفظ و بررسی شود. «تاریخ اوز» زمانی کاملتر روایت خواهد شد که صدای زنان نیز در کنار صدای مردان شنیده شود.
منابع وماخذ:
۱- نجمآبادی، افسانه، «وضع زنان ایران در دوره قاجار»، باشگاه خبرنگاران جوان، ۱۱ خرداد ۱۳۹۵.
۲- تجویدی، زهرا، «زنان تأثیرگذار در تاریخ ایران و جهان»، اعتمادآنلاین، ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴.
۳- خضری، احمد، «شایستگیهای زنان در پستهای مدیریتی»، عصر اوز، ۸ آذر ۱۳۹۴.
۴- فقیهی، حاج شیخ محمد، گفتوگو با مرحوم احمدنور خضری درباره تألیف کتاب گذری بر فرهنگ مردم اوز، شیراز، ۱۳۷۴.
۵- خضری، محمدنور، گذری بر فرهنگ مردم اوز، ۱۳۷۷، ص. ۸۰.
۶- بازرگانی، شریف، مدیر موزه مردمشناسی اوز، گفتوگو با نگارنده درباره اسناد و دستنوشتههای زنان اوز، ۱۹ شهریور ۱۴۰۵.

