مینا بازرگانی
زنان اوز در گذر تاریخ مسئولیتهای زیادی بهعهده داشتند. شستشوی لباسهای اعضای خانواده یکی از این کارهای سخت و طاقتفرسا بود که ساعتها به طول میانجامید.
رختشویی معمولاً یک کار جمعی زنانه بود. در قدیم که لولهکشی آب در منازل نبود زنان مسیر طولانی پشت سر میگذاشتند تا برای رختشویی به کنار چشمهها، جویها و رودخانهها بروند. آنها معمولاً فرزندان کوچک خود را همراه میبردند و در آن محل کودکان با هم بازی میکردند.
محل رختشویی فضایی بود که زنان در حین کار با هم گفتگو کرده ، درد دل نموده و اخبار محلی را رد و بدل میکردند، همچنین ترانهها و آوازهای محلی میخواندند.
زنان لباسهای کثیف را لب رودخانه یا چشمه با اشنو (به گویش اوزی شنوم shenoum) یا صابونهای قالبی( قرص) خیس کرده و روی یک سطح صاف و سخت مثلاً یک سنگ بزرگ پهن میکردند و با کوبهی چوبی (به گویش اوزی کونَی رختی) ضربههای متوالی و منظم به لباسها میزدند تا چرک همراه با آب آلوده از آن خارج شود و لکهها از بین برود. پس از ضربه زدن و زمانی که لباسها تمیز میشد آنها را در آب رودخانه یا جوی میشستند و همان جا بر روی سنگها پهن میکردند تا خشک شوند.
کونَه، وسیلهای چوبی بود که از چوب محکم و سنگین توسط نجاران محلی ساخته میشد. کونه ها دسته ای استوانه ای به طول ۱۵ و قطر ۳ سانتیمتر و یک سر پهن مستطیل شکل به ابعاد ۱۲در ۲۵ و ضخامت ۳ سانتیمتر داشت. وزن کونه کمتر از یک کیلو بود و بانوان با ضربههایی که به لباس وارد میکردند آلودگی رخت و لباس از آن خارج میشد.
یکی از وسایلی که برای جهیزیهی دختران اوزی تهیه میکردند «کونَی رختی» یعنی همین وسیلهی چوبی بود که نجاران بر روی آن با نقش گل و بوته یا خطوط ساده و رنگهای شاد مانند قرمز، آبی و نارنجی تزیین میکردند. رنگ هایی که نجاران هنرمند اوزی استفاده می کردند گیاهی بود. مرحومان حاج یوسف فقیهی و محمد شریف فقیهی دو برادر بودند که در کار نجاری مهارت خاصی داشتند و کونَههایی با نقش و نگار زیبا میساختند. آنان علاوه برکونه، کته کرسی، کوزه دو، بهنه، ننی و سایر لوازم چوبی را می ساختند و بر روی آن رنگ آمیزی می کردند. در حال حاضر جای این کونههای رختشویی که زمانی نقش مهمی در زندگی مردم داشت، در موزههای مردمشناسی است. هم اکنون چندین کونه در موزه مردم شناسی اوز نگهداری می شود که قدمت آنها نزدیک به یک قرن است و تاریخ ساخت این کونه ها بر روی آن نقش بسته است.
به مرور زمان که خانهها صاحب آب لولهکشی شدند رختشویی زنان به داخل خانهها منتقل شد. از دههی ۴۰ هجری شمسی به بعد با ورود ماشینهای لباسشویی به بازار، زنان از کار رختشویی با دست، فارغ شدند.
اشنان یا شنوم به گویش محلی، گیاهی است دارویی که در شورهزارها میروید. در قدیم که مواد شوینده وجود نداشت برگها و ساقههای آن را خشک کرده و میکوبیدند. پودر برگ اشنان در هنگام شستن لباس و ظروف کف پدید میآورد و چون خاصیت پاککنندگی داشت، برای شستن لباس و ظروف استفاده میکردند.


در این مقاله نام دو برادر نجار به نام های یوسف و محمد شریف فقیهی آمده است، این دو برادر که از طایفه دار برها(dar borha) یا نجارها و یا شیخ های اوز بودند، ( جالب توجه در اوز در گذشته بجای کلمه عربی نجار، از کلمه دار بر استفاده میشده است).
ا در اوز به صداقت و درستکاری مشهور بوده اند.
پدرم حاج عبدالله میگفت ، در اوایل دوره رضاشاه که ادارات دولتی در لار براه افتاد ، برای ساخت میز و صندلی در لار کسی را پیدا نکردند، گفتند دو برادر در اوز هستند که در نجاری خبره اند ، رفتند و آنها را به لار آوردند و قراردادی به نرخ معین برای ساخت میز و صندلی با آنها بستند ، این دو برادر در مدت کمی این کار را با سلیقه به انجام رساندند، ماموران دولتی که از کار آنها خیلی خوشنود شده بودند، مقدار بیشتری پول به عنوان انعام به آنها دادند، این دو برادر از گرفتن پول بیشتر خود داری کردند که این رشوه است، هر چه به آنها گفتند که این انعام سرعت و خوبی کارتان است به گوششان نرفت .
پدرم همچنین میگفت در زمانی این دو برادر به دوبی رفته بودند ، شیوخ دوبی که از آمدن آنها آگاه شده بودند، آنها را به خانه خودشان بردند و با آنها برای تعمیر در و پنجره های خانه، به صورت روز مزد قرار نهادند، روز اول کار، یکی از برادرها در نیمه ظهر کار را ول کرد که برود نماز سنت نیم چاشت بخواند، برادر دیگر جلو وی را گرفت ، و گفت چون ما برای مردم کار میکنیم، تنها اجازه داریم نماز فرض را بخوانیم و حق نداریم کار را به خاطر نماز سنت ترک کنیم.