یکشنبه ۰۸ شهریور ۱۴۰۵
 |  5/ آگوست/ 2022 - 11:10
  |   نظرات: ۲ نظر
1,002 views

قصه ماه زرشک و ماه مهوه

 

 

 

 

 

 

 

  قصه ماه زرشک و ماه مهوه

 

 فاطمه معصومی: روزی روزگاری دو خواهر انگشتی که از حد معمول انسان ها کوچک تر بودند، در ظرف شیشه ای برنج زندگی می کردند. ردپای یکی از آنها به قرمزی و دیگری به مشکی می زد.
نام رد پا قرمز « ماه زِرِشک » و نام رد پا مشکی « ماه مَهوَه » بود.
آنها بسیار خوش خنده و فعال بودند. به گونه ای که به لای جرز دیوار هم می خندیدند و با همدیگر به کوهنوردی رفته، سپس دانه های برنج می کاشتند. بعد برای آن دانه آب می بردند.

در یکی از داستان های خواهرانه شان، حین کاشت برنج، ماه زِرِشک گفت: بالاخره این دونه ها خوشه می شن و می تونیم با سایه شون بازی کنیم.
ماه مَهوَه پاسخ داد: البته که هر چی کاشتیم، ده برابرش حتی سایه و آسودگیش رو دریافت می کنیم.
خواهرها شروع کردند به قهقهه زدن که ناگهان یک دختر انگشتی هزارپا با ارتش موریانه اش از یک غار چند سانتی بیرون آمدند. 

 

دختر هزار پا گفت: سلام، این همه سر و صدا برای چیه؟!
ماه مَهوَه گفت: سلام، ما خیلی خوشحالیم که با جون و دل برنج کاشتیم.
دختر هزار پا گفت: صدای شما مانع دست آوردهای منه.
ماه زِرِشک و ماه مَهوَه خندیدند و گفتند: چطور ممکنه؟!
دختر هزار پا پاسخ داد: برای پیدا کردن جواب سوالتون بهتره با من به غار بیایید.
خواهر ها قبول کردند.
دختر هزار پا به تختخواب پنبه ای خود رفت، چشم هایش را بست و گفت: من با تصویر سازی ذهنی که مثل فیلمی از خواسته هام هستش، هرچیزی که بخوام رو به دست می ارم.
ماه مَهوَه گفت: یعنی از این همه پاهایی که داری استفاده نمی کنی؟!
دختر هزار پا گفت: نه
ماه مَهوَه و ماه زِرِشک با کمال تعجب، زدن زیر خنده!!!
دختر هزار پا گفت: اگر سکوت کنید، نتیجه ی ذهن فعال و باور قلبی منو می بینین.
خواهر ها سکوت کردند.
یکدفعه از سقف، قطره قطره آب سرد چکید!!!
دختر هزار پا گفت: دیدید چه جوری از طریق درونم، بیرونم رو پر برکت کردم.
ماه زِرِشک گفت: شاید چکه کردن آب، دلیل علمی داشته باشه و بابت نداشتن اطلاعات کافی، فکر می کنی دست آورد خودته.
دختر هزار پا عصبانی شد و به موریانه ها دستور داد، آنها را از غار بیرون کنند.
موریانه ها دور آنها حلقه زده و آنها رو کول کرده، سپس به بیرون بردند.

ماه مَهوَه گفت: من فکر می کنم دختر هزار پا، پر از دست آورد های خیالیه خودشه وگرنه به جای استفاده از پاهای موریانه و عصبانیتش، از ذهنش برای کنترل ذهنمون استفاده می کرد.
ماه زِرِشک حرف خواهرش را تایید کرد و گفت: من مطمعنم هر تغییری نیازمند حرکته و خوابیدن و خیال بافی کافی نیست.
سپس خواهرها به مسیر خود ادامه دادند. ناگاه متوجه شدند ابتدای کوه، برف نشسته است.
به راستی که در مرز باریکی از فصل زمستان و بهار بودند، پس نشستن برف سر کوه و چکه های آب سرد از دل کوه کاملا طبیعی بود.

   

 

 

 قصه پرداز

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

2 Responses to “قصه ماه زرشک و ماه مهوه”

  1. ناشناس گفت:

    بسیار زیبا و نیک بود دختر عمو امیدوارم هر چه ززودتر و بیشتر به عرصه های پیشرفته و باور نکردنی راه پیدا کنی

  2. ناشناس گفت:

    بسیار عالی و پر از معنا ومفهوم

آخرین نظرات
  • ممنون از اینکه اسناد تاریخی را به نمایش می‌گذارید...
    اوزی در مطلب: سندی از عصر ناصرالدین‌شاه قاجار درباره اوز، تجار اوزی و تیول صدراعظم
  • واکنش نماینده منتخب به حواشی: در مصرف آب صرفه‌جویی کنید....
    معلم جوان اوزی در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • توجه اقای بروجردی. بیشتر به لارستان وخود شهر لار. است واز نظر. ایشان. شهرستانهای. گراش. اوز. خنج. وجویم. مناطق. اقماری. لارستان. هستند زیرا عملکرد ایشان انرا نشان میدهند...
    فرهنگی. از گراش در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • توجه اقای بروجردی. بیشتر به لارستان وخود شهر لار. است واز نظر. ایشان. شهرستانهای. گراش. اوز. خنج. وجویم. مناطق. اقماری. لارستان. هستند زیرا عملکرد ایشان انرا نشان میدهند...
    فرهنگی. از گراش در مطلب: لزوم توجه بیشتر نماینده مردم در مجلس، نسبت به شهرستان اوز
  • درشهرستان اوز که یک خبرنگار رسمی برای صدا وسیمای فارس وجود ندارد که مطالبات مردم محروم. را درخواست. نمایند وبه گوش مسولان. استانی. برساند...
    شهروند. اوز در مطلب: از ۱۶ ساعت وقت استاندار فارس برای خبرنگاران؛ سهم خبرنگاران شهرستانی چه بود؟
  • این همه جلسه و نشست تا زمانی که ثمره نداشته باشد بی‌فایده است . برای تمام درخواست‌ها باید پیگیری مستمر انجام گیردو بجای استفاده از خیر ها تا حد امکان بتوان بودجه دولتی که...
    شهروند در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • با تشکر از جناب. راوند. لطفا درباره اینکه چرا شهرستان اوز خبر نگار صدا وسیمای فارس ندارد واوز. درسطح استان. دربی خبری. می باشد. چرا درهمه شهرستانهای مجاور. خبرنگار وجود....
    همشهری. فرهنگی در مطلب: رسانه‌های شهرستانی؛ صدایی که نباید در راهروهای ادارات و مرکز استان گم شود
  • با سلام با توجه به داشتن فرماندار بومی انتظارات از ایشان بسیار زیاد است که در مدت حضور ایشان حتما باید اداره ها به طور کامل مستقر بشوند و از منزوی شدن اوز در مقابل شهرستا...
    اوزی دلسوز در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • افتخار بزرگیست که یک بانوی بومی فرماندار شهرستانمان میباشد .امیدوارم در زمان خدمت ایشان اقدامات مهمی برای شهرستان صورت بگیرد .هر چند که خدمات ایشان بر هیچ کس پوشیده نیست....
    در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم
  • سلام و خداقوت خدمت فرماندار محترم .از زحمات ایشان کمال تشکر را دارم .امیدوارم روز به روز برای پیشرفت شهرستان قدم های بزرگتری بردارند .مخصوصا برای استقرار ادارات مختلف تا...
    در مطلب: همه با هم، فرماندار شهرستان اوز را دریابیم